litanies

[ایالات متحده]/ˈlɪtəniz/
[بریتانیا]/ˈlɪtəniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع لیتی; یک سری درخواست‌ها برای استفاده در خدمات کلیسایی; دعاهای پاسخگو; یک فرم عبادت که شامل عبارات تکراری است; متن لیتورژیک در کتاب دعاهای عمومی کلیسای انگلستان; شکایات خسته‌کننده یا تکراری

عبارات و ترکیب‌ها

silent litanies

اشعار خاموش

daily litanies

اشعار روزانه

endless litanies

اشعار بی پایان

personal litanies

اشعار شخصی

traditional litanies

اشعار سنتی

liturgical litanies

اشعار آیینی

public litanies

اشعار عمومی

short litanies

اشعار کوتاه

weekly litanies

اشعار هفتگی

poetic litanies

اشعار شاعرانه

جملات نمونه

he recited litanies of gratitude for every small blessing.

او مناجات‌های سپاسگزاری را برای هر نعمتی کوچک زمزمه کرد.

the litanies of complaints from the team were overwhelming.

مناجات‌های شکایت از تیم بسیار زیاد بودند.

she wrote down her litanies of hopes and dreams.

او مناجات‌های امید و آرزوهای خود را یادداشت کرد.

listening to the litanies of the past, he felt nostalgic.

با گوش دادن به مناجات‌های گذشته، او احساس دلتنگی کرد.

the priest led the congregation in litanies during the service.

کشیش در طول مراسم، جماعت را در مناجات‌ها هدایت کرد.

her litanies of worries kept her awake at night.

مناجات‌های نگرانی او را شب‌ها بیدار نگه داشت.

the litanies of love he expressed were heartfelt.

مناجات‌های عشق او صمیمانه بودند.

they shared litanies of their adventures around the campfire.

آنها مناجات‌های ماجراهای خود را در کنار آتش با هم به اشتراک گذاشتند.

his litanies of achievements were impressive to everyone.

مناجات‌های دستاوردهای او برای همه تحسین برانگیز بود.

she often recited litanies of encouragement to herself.

او اغلب مناجات‌های تشویق را برای خود زمزمه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید