prayers

[ایالات متحده]/[ˈpreɪəz]/
[بریتانیا]/[ˈpreɪərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درخواست جدی برای کمک یا بیان قدردانی به خدا یا یک بت؛ عمل درخواست کردن به خدا؛ درخواست ویژه یا خواسته.
v. دعا کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

said prayers

نماز گفته شده

morning prayers

نماز صبح

evening prayers

نماز شام

offered prayers

نماز اقامه شده

daily prayers

نماز‌های روزانه

private prayers

نماز خصوصی

saying prayers

گفتن نماز

lengthy prayers

نماز طولانی

urgent prayers

نماز فوری

silent prayers

نماز خاموش

جملات نمونه

she offered prayers for the injured soldiers.

او دعاهايی برای سربازان زخمی ارائه کرد.

we said prayers before the meal.

ما قبل از غذا دعا کردیم.

the church is filled with the sound of prayers.

کلیسای با صدای دعاها پر است.

he sent prayers of thanks to the heavens.

او دعاهای قدردانی به آسمان ارسال کرد.

many people offer prayers during times of crisis.

بسیاری از افراد در زمان‌های بحران دعا می‌کنند.

the faithful gathered to recite their prayers.

معتقدان جمع شدند تا دعاهای خود را بخوانند.

she whispered silent prayers for her family's safety.

او دعاهای خاموشی برای امنیت خانواده‌اش فریاد زد.

the team offered prayers for a successful outcome.

تیم دعاها برای یک نتیجه موفق ارائه کرد.

he led the congregation in evening prayers.

او جمعیت را در دعاهای شب رهبری کرد.

the family held a service with prayers and hymns.

خانواده یک جلسه با دعاهای و آوازهای مذهبی برگزار کرد.

they exchanged prayers and well wishes for the new year.

آن‌ها دعاها و آرزوی خوبی برای سال جدید تبادل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید