lithographing

[ایالات متحده]/ˈlɪθəˌgrɑːfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɪθəˌgræfɪŋ/

ترجمه

n. فرایند چاپ از یک سطح صاف؛ چاپ لیتوگرافی
v. چاپ کردن با استفاده از لیتوگرافی

عبارات و ترکیب‌ها

lithographing process

فرآیند لیتوگرافی

lithographing technique

تکنیک لیتوگرافی

lithographing art

هنر لیتوگرافی

lithographing prints

چاپ‌های لیتوگرافی

lithographing methods

روش‌های لیتوگرافی

lithographing studio

استودیو لیتوگرافی

lithographing equipment

تجهیزات لیتوگرافی

lithographing materials

مواد لیتوگرافی

lithographing techniques

تکنیک‌های لیتوگرافی

lithographing artists

هنرمندان لیتوگرافی

جملات نمونه

they are lithographing a new series of art prints.

آنها در حال لیتوگرافی مجموعه جدیدی از چاپ‌های هنری هستند.

the company specializes in lithographing high-quality images.

این شرکت در لیتوگرافی تصاویر با کیفیت بالا تخصص دارد.

she learned the techniques of lithographing in art school.

او تکنیک‌های لیتوگرافی را در هنرستان آموخت.

we are lithographing promotional materials for the event.

ما مواد تبلیغاتی را برای رویداد لیتوگرافی می‌کنیم.

the artist is lithographing her latest masterpiece.

هنرمند در حال لیتوگرافی اثر هنری جدید خود است.

they plan on lithographing the book covers in vibrant colors.

آنها قصد دارند جلد کتاب‌ها را با رنگ‌های زنده لیتوگرافی کنند.

he is lithographing a limited edition of his artwork.

او یک نسخه محدود از آثار هنری خود را لیتوگرافی می‌کند.

many artists still prefer lithographing over digital printing.

بسیاری از هنرمندان هنوز لیتوگرافی را بر چاپ دیجیتال ترجیح می‌دهند.

they use traditional methods for lithographing their designs.

آنها از روش‌های سنتی برای لیتوگرافی طرح‌های خود استفاده می‌کنند.

the workshop focuses on teaching lithographing skills.

کارگاه بر آموزش مهارت‌های لیتوگرافی تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید