lithotomy

[ایالات متحده]/lɪˈθɒtəmi/
[بریتانیا]/lɪˈθɑːtəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جراحی برای برداشتن سنگ‌ها از مثانه یا کلیه‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lithotomy position

موقعیت لیوتومی

lithotomy table

میز لیوتومی

lithotomy procedure

روش لیوتومی

lithotomy incision

برش لیوتومی

lithotomy access

دسترسی لیوتومی

lithotomy technique

تکنیک لیوتومی

lithotomy care

مراقبت لیوتومی

lithotomy risks

خطرات لیوتومی

lithotomy equipment

تجهیزات لیوتومی

lithotomy outcomes

نتایج لیوتومی

جملات نمونه

during the surgery, the doctor performed a lithotomy to remove the kidney stone.

در طول جراحی، پزشک برای برداشتن سنگ کلیه، لیوتومی انجام داد.

a lithotomy position is commonly used for urological procedures.

وضعیت لیوتومی معمولاً برای روش‌های اورولوژی استفاده می‌شود.

the patient was informed about the risks associated with lithotomy.

به بیمار در مورد خطرات مرتبط با لیوتومی اطلاع داده شد.

postoperative care is crucial after a lithotomy procedure.

مراقبت‌های بعد از عمل پس از روش لیوتومی بسیار مهم است.

she felt anxious before undergoing a lithotomy.

او قبل از انجام لیوتومی مضطرب بود.

understanding lithotomy techniques is essential for surgeons.

درک تکنیک‌های لیوتومی برای جراحان ضروری است.

he had a lithotomy performed to address his urinary issues.

او برای رفع مشکلات ادراری تحت عمل لیوتومی قرار گرفت.

the lithotomy approach allows for better access to the bladder.

روش لیوتومی امکان دسترسی بهتر به مثانه را فراهم می‌کند.

she recovered quickly after her lithotomy surgery.

او پس از جراحی لیوتومی به سرعت بهبودی یافت.

before the lithotomy, the medical team explained the procedure to the patient.

قبل از لیوتومی، تیم پزشکی روش را به بیمار توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید