litterbin

[ایالات متحده]/ˈlɪtəbɪn/
[بریتانیا]/ˈlɪtərbɪn/

ترجمه

n. سطل زباله (محل عمومی); سطل آشغال (محل عمومی)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

litterbin location

محل سطل زباله

litterbin empty

سطل زباله خالی

litterbin usage

نحوه استفاده از سطل زباله

litterbin design

طراحی سطل زباله

litterbin placement

محل قرارگیری سطل زباله

litterbin maintenance

نگهداری سطل زباله

litterbin sign

علائم سطل زباله

litterbin collection

جمع آوری سطل زباله

litterbin type

نوع سطل زباله

litterbin recycling

بازیافت سطل زباله

جملات نمونه

don't forget to throw your trash in the litterbin.

فراموش نکنید زباله‌های خود را در سطل زباله بیندازید.

the park has a new litterbin to keep it clean.

پارک یک سطل زباله جدید برای تمیز نگه داشتن آن دارد.

we should place more litterbins around the school.

ما باید سطل‌های زباله بیشتری در اطراف مدرسه قرار دهیم.

the litterbin was overflowing with waste.

سطل زباله پر از زباله شده بود.

she picked up the litter and put it in the litterbin.

او زباله ها را جمع کرد و آنها را در سطل زباله گذاشت.

there is a litterbin every few meters along the path.

هر چند متر در امتداد مسیر یک سطل زباله وجود دارد.

make sure to use the litterbin when disposing of your food wrappers.

مطمئن شوید هنگام دور انداختن بسته‌بندی غذا از سطل زباله استفاده کنید.

the city installed more litterbins to reduce littering.

شهر برای کاهش آلودگی، سطل‌های زباله بیشتری نصب کرد.

after the event, we collected trash and filled the litterbin.

پس از رویداد، ما زباله ها را جمع کردیم و سطل زباله را پر کردیم.

children are taught to use the litterbin from a young age.

به کودکان از سنین پایین آموزش داده می شود که از سطل زباله استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید