littermate

[ایالات متحده]/ˈlɪtəmɛɪt/
[بریتانیا]/ˈlɪtərˌmeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانی که در همان زایمان با حیوان دیگری متولد شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

littermate bond

پیوند هم‌برادرانه

littermate syndrome

سندرم هم‌برادرانه

littermate rivalry

رقابت هم‌برادرانه

littermate adoption

فرزندی گرفتن هم‌برادرانه

littermate training

آموزش هم‌برادرانه

littermate play

بازی هم‌برادرانه

littermate care

مراقبت از هم‌برادران

littermate socialization

اجتماع‌سازی هم‌برادرانه

littermate temperament

خلق و خوی هم‌برادرانه

littermate relationship

رابطه هم‌برادرانه

جملات نمونه

my puppy and his littermate love to play together.

سگ کوچک من و خواهرزاده‌اش عاشق بازی با هم هستند.

we adopted a littermate from the shelter.

ما یک خواهرزاده را از پناهگاه به فرزندی پذیرفتیم.

littermates often develop strong bonds.

خواهرزاده‌ها اغلب پیوندهای قوی ایجاد می‌کنند.

it's important to socialize your littermate early.

اجازه دهید خواهرزاده خود را در سنین پایین اجتماعی کنید.

my friend has a littermate that looks just like mine.

دوست من خواهرزاده‌ای دارد که دقیقاً شبیه من است.

littermates can sometimes fight over toys.

خواهرزاده‌ها گاهی اوقات بر سر اسباب‌بازی‌ها دعوا می‌کنند.

we brought our littermate to the vet for a check-up.

ما خواهرزاده خود را برای معاینه به دامپزشک بردیم.

training a littermate requires patience and consistency.

آموزش یک خواهرزاده نیاز به صبر و ثبات دارد.

it's fun to watch littermates grow up together.

دیدن خواهرزاده‌هایی که با هم بزرگ می‌شوند، سرگرم‌کننده است.

having a littermate can help with separation anxiety.

داشتن یک خواهرزاده می‌تواند به کاهش اضطراب جدایی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید