| جمع | littermates |
littermate bond
پیوند همبرادرانه
littermate syndrome
سندرم همبرادرانه
littermate rivalry
رقابت همبرادرانه
littermate adoption
فرزندی گرفتن همبرادرانه
littermate training
آموزش همبرادرانه
littermate play
بازی همبرادرانه
littermate care
مراقبت از همبرادران
littermate socialization
اجتماعسازی همبرادرانه
littermate temperament
خلق و خوی همبرادرانه
littermate relationship
رابطه همبرادرانه
my puppy and his littermate love to play together.
سگ کوچک من و خواهرزادهاش عاشق بازی با هم هستند.
we adopted a littermate from the shelter.
ما یک خواهرزاده را از پناهگاه به فرزندی پذیرفتیم.
littermates often develop strong bonds.
خواهرزادهها اغلب پیوندهای قوی ایجاد میکنند.
it's important to socialize your littermate early.
اجازه دهید خواهرزاده خود را در سنین پایین اجتماعی کنید.
my friend has a littermate that looks just like mine.
دوست من خواهرزادهای دارد که دقیقاً شبیه من است.
littermates can sometimes fight over toys.
خواهرزادهها گاهی اوقات بر سر اسباببازیها دعوا میکنند.
we brought our littermate to the vet for a check-up.
ما خواهرزاده خود را برای معاینه به دامپزشک بردیم.
training a littermate requires patience and consistency.
آموزش یک خواهرزاده نیاز به صبر و ثبات دارد.
it's fun to watch littermates grow up together.
دیدن خواهرزادههایی که با هم بزرگ میشوند، سرگرمکننده است.
having a littermate can help with separation anxiety.
داشتن یک خواهرزاده میتواند به کاهش اضطراب جدایی کمک کند.
littermate bond
پیوند همبرادرانه
littermate syndrome
سندرم همبرادرانه
littermate rivalry
رقابت همبرادرانه
littermate adoption
فرزندی گرفتن همبرادرانه
littermate training
آموزش همبرادرانه
littermate play
بازی همبرادرانه
littermate care
مراقبت از همبرادران
littermate socialization
اجتماعسازی همبرادرانه
littermate temperament
خلق و خوی همبرادرانه
littermate relationship
رابطه همبرادرانه
my puppy and his littermate love to play together.
سگ کوچک من و خواهرزادهاش عاشق بازی با هم هستند.
we adopted a littermate from the shelter.
ما یک خواهرزاده را از پناهگاه به فرزندی پذیرفتیم.
littermates often develop strong bonds.
خواهرزادهها اغلب پیوندهای قوی ایجاد میکنند.
it's important to socialize your littermate early.
اجازه دهید خواهرزاده خود را در سنین پایین اجتماعی کنید.
my friend has a littermate that looks just like mine.
دوست من خواهرزادهای دارد که دقیقاً شبیه من است.
littermates can sometimes fight over toys.
خواهرزادهها گاهی اوقات بر سر اسباببازیها دعوا میکنند.
we brought our littermate to the vet for a check-up.
ما خواهرزاده خود را برای معاینه به دامپزشک بردیم.
training a littermate requires patience and consistency.
آموزش یک خواهرزاده نیاز به صبر و ثبات دارد.
it's fun to watch littermates grow up together.
دیدن خواهرزادههایی که با هم بزرگ میشوند، سرگرمکننده است.
having a littermate can help with separation anxiety.
داشتن یک خواهرزاده میتواند به کاهش اضطراب جدایی کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید