liturgy

[ایالات متحده]/'lɪtədʒɪ/
[بریتانیا]/ˈlɪtədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی عبادت عمومی؛ شکل یک آیین یا مراسم که در عبادت عمومی در کلیسای انجیلی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

Eucharistic liturgy

مناجات ائمه

جملات نمونه

Vesperal Liturgy on Christmas Eve morning concluded.

خواندن مراسم شب کریسمس صبح به پایان رسید.

The church conducted a beautiful liturgy on Christmas Eve.

کلیسای در شام کریسمس یک مراسم مذهبی زیبا برگزار کرد.

The priest led the congregation in the liturgy.

کشیش، مردم را در مراسم مذهبی هدایت کرد.

The liturgy includes prayers, hymns, and readings from the Bible.

مراسم مذهبی شامل دعاها، سرودها و خواندن از کتاب مقدس است.

The liturgy of the Catholic Church is rich in tradition.

مراسم مذهبی کلیسای کاتولیک غنی از سنت است.

The liturgy is an important part of worship for many Christians.

مراسم مذهبی بخش مهمی از عبادت برای بسیاری از مسیحیان است.

The liturgy of Good Friday is somber and reflective.

مراسم مذهبی جمعه‌ی نیک، سنگین و تأملی است.

The liturgy of the Mass is divided into different parts.

مراسم مذهبی مراسم مذهبی به بخش‌های مختلف تقسیم شده است.

The liturgy of the Eucharist is central to the Catholic faith.

مراسم مذهبی عشای ربانی، بخش مهمی از ایمان کاتولیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید