livebirth

[ایالات متحده]/ˈlaɪvbɜːrθ/
[بریتانیا]/ˈlaɪvbɜːrθ/

ترجمه

n. تولد یک نوزاد زنده؛ یک نوزاد که زنده به دنیا می‌آید و نه به صورت مرده به دنیا می‌آید.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the hospital reported a livebirth after a complicated delivery.

بیمارستان پس از تولد پیچیده، یک تولد زنده را گزارش داد.

livebirth rates have increased significantly in recent years.

نرخ تولد زنده در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

the study examined factors affecting livebirth outcomes.

این مطالعه عوامل مؤثر بر نتایج تولد زنده را بررسی کرد.

successful livebirth requires proper prenatal care.

تولد زنده موفقیت‌آمیز نیاز به مراقبت‌های قبل از تولد مناسب دارد.

livebirth is the ultimate goal of high-risk pregnancies.

تولد زنده هدف نهایی حاملگی‌های با ریسک بالا است.

medical advances have improved livebirth survival rates.

پیشرفت‌های پزشکی نرخ بقای تولد زنده را بهبود بخشیده است.

the doctor confirmed a healthy livebirth.

پزشک تولد زنده سالم را تأیید کرد.

livebirth statistics show regional variations.

آمار تولد زنده تفاوت‌های منطقه‌ای را نشان می‌دهد.

multiple factors influence livebirth probability.

چندین عامل احتمال تولد زنده را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

livebirth complications can be minimized with early intervention.

عوارض تولد زنده می‌تواند با دخول زودهنگام کاهش یابد.

the clinic celebrates each livebirth as a miracle.

کلینیک هر تولد زنده را به عنوان یک معجزه جشن می‌گیرد.

research focuses on improving livebirth success rates.

پژوهش‌ها روی بهبود نرخ موفقیت تولد زنده متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید