liveness

[ایالات متحده]/ˈlaɪvnəs/
[بریتانیا]/ˈlaɪvnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت فعال یا زنده بودن؛ حس حضور یا وقوع در زمان واقعی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

live liveness

زندگی زنده

check liveness

بررسی زنده بودن

liveness test

تست زنده بودن

liveness detection

تشخیص زنده بودن

liveness monitoring

نظارت بر زنده بودن

verify liveness

تایید زنده بودن

liveness assessment

ارزیابی زنده بودن

ensure liveness

اطمینان از زنده بودن

liveness protocol

پروتکل زنده بودن

liveness response

پاسخ زنده بودن

جملات نمونه

the liveness of the performance captivated the audience.

ظرافت اجرا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

we need to assess the liveness of the stream.

ما باید میزان پویایی جریان را ارزیابی کنیم.

her liveness on stage was truly remarkable.

ظرافت او در صحنه واقعاً قابل توجه بود.

the liveness of the event created a vibrant atmosphere.

ظرافت رویداد فضایی پر جنب و جوش ایجاد کرد.

they measured the liveness of the system to ensure reliability.

آنها برای اطمینان از قابلیت اطمینان، میزان پویایی سیستم را اندازه گیری کردند.

in art, liveness can evoke strong emotions.

در هنر، پویایی می تواند احساسات قوی را برانگیزد.

the liveness of the discussion kept everyone engaged.

ظرافت بحث باعث شد همه درگیر بمانند.

we strive for liveness in our interactive installations.

ما برای پویایی در نصب های تعاملی خود تلاش می کنیم.

the liveness of the music made it unforgettable.

ظرافت موسیقی آن را فراموش نشدنی کرد.

they focused on the liveness of the broadcast to enhance viewer experience.

آنها برای افزایش تجربه بیننده بر روی پویایی پخش تمرکز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید