liveryman

[ایالات متحده]/ˈlɪv.ər.i.mən/
[بریتانیا]/ˈlɪv.ər.i.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مالک یا راننده کالسکه کرایه‌ای است؛ خدمتکاری که یونیفورم می‌پوشد
Word Forms
جمعliverymen

عبارات و ترکیب‌ها

liveryman dinner

شام بازاری

liveryman guild

گلد بازاری

liveryman role

نقش بازاری

liveryman meeting

جلسه بازاری

liveryman membership

عضویت بازاری

liveryman duties

وظایف بازاری

liveryman rights

حقوق بازاری

liveryman tradition

آداب و رسوم بازاری

liveryman ceremony

مراسم بازاری

liveryman association

اتحادیه بازاری

جملات نمونه

the liveryman displayed his skills at the annual fair.

لیوری‌من مهارت‌های خود را در نمایشگاه سالانه به نمایش گذاشت.

as a liveryman, he took great pride in his work.

همانطور که لیوری‌من بود، او به شدت به کار خود افتخار می‌کرد.

the liveryman carefully tended to the horses in his care.

لیوری‌من با دقت از اسب‌هایی که در مراقبت داشت، مراقبت می‌کرد.

many liverymen are skilled in horse training.

بسیاری از لیوری‌من‌ها در آموزش اسب مهارت دارند.

the liveryman offered his services to the local community.

لیوری‌من خدمات خود را به جامعه محلی ارائه داد.

being a liveryman requires dedication and hard work.

لیوری‌من بودن نیاز به تعهد و تلاش دارد.

the liveryman wore a uniform that represented his guild.

لیوری‌من یونیفرم پوشید که نشان دهنده صنف او بود.

he became a liveryman after years of apprenticeship.

او پس از سال‌ها کارآموزی به لیوری‌من تبدیل شد.

the liveryman's reputation for quality service was well-known.

شهرت لیوری‌من برای ارائه خدمات با کیفیت به خوبی شناخته شده بود.

she admired the liveryman's ability to handle difficult horses.

او توانایی لیوری‌من در کنترل اسب‌های مشکل‌دار را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید