lockdowns

[ایالات متحده]/ˈlɒkdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈlɑːkdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام به محدود کردن افراد به یک منطقه خاص یا محدود کردن حرکت؛ وضعیت محدود بودن به دلیل مقررات یا تدابیر ایمنی

عبارات و ترکیب‌ها

lockdowns lifted

تکميل محدوديت‌ها

lockdowns imposed

تحمیل محدودیت‌ها

lockdowns extended

تمدید محدودیت‌ها

lockdowns easing

کاهش محدودیت‌ها

lockdowns announced

اعلام محدودیت‌ها

lockdowns enforced

اجرای محدودیت‌ها

lockdowns during

در طول محدودیت‌ها

lockdowns necessary

محدودیت‌ها ضروری

lockdowns worldwide

محدودیت‌ها در سراسر جهان

lockdowns effective

محدودیت‌ها موثر

جملات نمونه

lockdowns have significantly impacted small businesses.

قفل شدن‌ها تأثیر قابل توجهی بر کسب و کارهای کوچک داشته است.

many people struggled with mental health during the lockdowns.

بسیاری از مردم در طول قفل شدن‌ها با سلامت روان دست و پنجه نرم کردند.

lockdowns were implemented to curb the spread of the virus.

قفل شدن‌ها برای مهار گسترش ویروس اجرا شدند.

education shifted online due to the lockdowns.

به دلیل قفل شدن‌ها، آموزش به صورت آنلاین تغییر کرد.

lockdowns led to an increase in remote work opportunities.

قفل شدن‌ها منجر به افزایش فرصت‌های کار از راه دور شد.

during the lockdowns, many people took up new hobbies.

در طول قفل شدن‌ها، بسیاری از مردم سرگرمی‌های جدیدی را شروع کردند.

governments imposed lockdowns to protect public health.

دولت‌ها برای محافظت از سلامت عمومی، قفل شدن‌ها را تحمیل کردند.

lockdowns created challenges for families with young children.

قفل شدن‌ها چالش‌هایی را برای خانواده‌هایی با فرزندان خردسال ایجاد کرد.

as lockdowns eased, businesses began to reopen.

با کاهش قفل شدن‌ها، کسب و کارها شروع به بازگشایی کردند.

lockdowns highlighted the importance of community support.

قفل شدن‌ها اهمیت حمایت‌های اجتماعی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید