logicality

[ایالات متحده]/ˌlɒdʒɪˈkælɪti/
[بریتانیا]/ˌlɑːdʒɪˈkælɪti/

ترجمه

n. کیفیت منطقی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

logicality assessment

ارزیابی استدلال

logicality analysis

تجزیه و تحلیل استدلال

logicality criteria

معیارهای استدلال

logicality framework

چارچوب استدلال

logicality model

مدل استدلال

logicality principles

اصول استدلال

logicality reasoning

استدلال منطقی

logicality tests

آزمایش‌های استدلال

logicality evaluation

ارزیابی استدلال

logicality standards

استانداردهای استدلال

جملات نمونه

the logicality of her argument was impressive.

منطق‌گرایی استدلال او بسیار چشمگیر بود.

we need to assess the logicality of the proposed solution.

ما باید منطق‌گرایی راه حل پیشنهادی را ارزیابی کنیم.

his logicality made him a great problem solver.

منطق‌گرایی او باعث شد یک حل‌کننده مشکل عالی باشد.

the logicality of the plan was questioned by many.

منطق‌گرایی طرح توسط بسیاری مورد سوال قرار گرفت.

she explained the logicality behind her decision.

او منطق پشت تصمیم خود را توضیح داد.

logicality is crucial in scientific research.

منطق‌گرایی در تحقیقات علمی بسیار مهم است.

the logicality of the theory has been proven over time.

منطق‌گرایی نظریه در طول زمان ثابت شده است.

we should focus on the logicality of our arguments.

ما باید بر منطق‌گرایی استدلال‌های خود تمرکز کنیم.

her logicality helped clarify the complex issue.

منطق‌گرایی او به روشن شدن مسئله پیچیده کمک کرد.

the logicality of his reasoning was hard to dispute.

منطق‌گرایی استدلال او را سخت می‌توان انکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید