logicians

[ایالات متحده]/ləˈdʒɪʃənz/
[بریتانیا]/ləˈdʒɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسانی که منطق را مطالعه یا تمرین می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

logicians debate

منطقیون بحث می‌کنند

logicians argue

منطقیون استدلال می‌کنند

logicians analyze

منطقیون تجزیه و تحلیل می‌کنند

logicians clarify

منطقیون روشن می‌کنند

logicians reason

منطقیون استدلال می‌کنند

logicians discuss

منطقیون بحث می‌کنند

logicians interpret

منطقیون تفسیر می‌کنند

logicians propose

منطقیون پیشنهاد می‌کنند

logicians evaluate

منطقیون ارزیابی می‌کنند

logicians conclude

منطقیون نتیجه‌گیری می‌کنند

جملات نمونه

logicians often analyze arguments for validity.

متفکران اغلب استدلال‌ها را برای بررسی اعتبار تحلیل می‌کنند.

many logicians study the principles of reasoning.

بسیاری از متفکران اصول استدلال را مطالعه می‌کنند.

logicians play a crucial role in philosophy.

متفکران نقش مهمی در فلسفه ایفا می‌کنند.

some logicians focus on formal logic systems.

برخی از متفکران بر روی سیستم‌های منطق رسمی تمرکز می‌کنند.

logicians use symbols to represent logical statements.

متفکران از نمادها برای نشان دادن گزاره‌های منطقی استفاده می‌کنند.

logicians often collaborate with mathematicians.

متفکران اغلب با ریاضیدانان همکاری می‌کنند.

in debates, logicians provide clarity in reasoning.

در بحث‌ها، متفکران وضوح را در استدلال ارائه می‌دهند.

logicians challenge assumptions in various fields.

متفکران فرضیات را در زمینه‌های مختلف به چالش می‌کشند.

many logicians teach critical thinking skills.

بسیاری از متفکران مهارت‌های تفکر انتقادی را آموزش می‌دهند.

logicians help improve decision-making processes.

متفکران به بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید