loquacities

[ایالات متحده]/ləʊˈkwæsɪtiz/
[بریتانیا]/loʊˈkwæsɪtiz/

ترجمه

n. ویژگی بسیار صحبت کننده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

excessive loquacities

فضای بیش از حد

loquacities of speech

فضای گفتار

loquacities in conversation

فضای گفتگو

loquacities of thought

فضای فکر

charming loquacities

فضای جذاب

loquacities of language

فضای زبان

playful loquacities

فضای بازیگوشانه

loquacities and silence

فضای و سکوت

loquacities in writing

فضای نوشتاری

loquacities of ideas

فضای ایده ها

جملات نمونه

her loquacities often make meetings last longer than necessary.

فضاحات او اغلب باعث می شود جلسات طولانی تر از حد لازم طول بکشد.

the professor's loquacities captivated the entire class.

فضاحات استاد، کل کلاس را مجذوب خود کرد.

his loquacities sometimes overshadowed the main topic of discussion.

فضاحات او گاهی اوقات موضوع اصلی بحث را تحت الشعاع قرار می داد.

in social gatherings, her loquacities are both entertaining and exhausting.

در جمع های اجتماعی، فضاحات او هم سرگرم کننده و هم خسته کننده است.

loquacities can be charming, but they can also be overwhelming.

فضاحات می تواند جذاب باشد، اما می تواند طاقت فرسا نیز باشد.

his loquacities revealed a lot about his personality.

فضاحات او نشان دهنده بسیاری از ویژگی های شخصیتی او بود.

while her loquacities were amusing, they often distracted from the main point.

در حالی که فضاحات او خنده دار بود، اغلب از نکته اصلی منحرف می شد.

loquacities can be a double-edged sword in communication.

فضاحات می تواند یک شمشیر دولبه در ارتباط باشد.

his loquacities during the presentation made it hard to focus.

فضاحات او در طول ارائه، تمرکز را دشوار کرد.

she is known for her loquacities at family gatherings.

او به خاطر فضاحاتش در جمع های خانوادگی شناخته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید