lovage

[ایالات متحده]/ˈlʌvɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈlʌvɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه چندساله از خانواده جعفری؛ گیاه اروپایی شناخته شده برای برگ‌های معطر آن
Word Forms
جمعlovages

عبارات و ترکیب‌ها

lovage leaves

برگ‌های لواق

lovage soup

سوپ لواق

lovage flavor

طعم لواق

lovage seasoning

طعم‌دهنده لواق

lovage stalks

ساقه لواق

lovage plant

گیاه لواق

lovage garnish

تزئینات لواق

lovage extract

عصاره لواق

lovage salad

سالاد لواق

lovage oil

روغن لواق

جملات نمونه

lovage is often used in soups and stews.

لوبیاغال همیشه در سوپ‌ها و خورش‌ها استفاده می‌شود.

she added fresh lovage to the salad for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، لوبیاغال تازه به سالاد اضافه کرد.

in herbal medicine, lovage is known for its digestive benefits.

در طب گیاهی، لوبیاغال به دلیل فواید گوارشی آن شناخته شده است.

lovage can be grown easily in a home garden.

می‌توان لوبیاغال را به راحتی در یک باغ خانگی پرورش داد.

adding lovage to your dish can enhance its aroma.

اضافه کردن لوبیاغال به غذای شما می‌تواند عطر آن را افزایش دهد.

many chefs appreciate lovage for its unique taste.

بسیاری از سرآشپزها از طعم منحصر به فرد لوبیاغال قدردانی می‌کنند.

lovage leaves can be used as a garnish for various dishes.

می‌توان از برگ‌های لوبیاغال به عنوان تزئین برای انواع غذاها استفاده کرد.

she brewed a tea with lovage and other herbs.

او چای لوبیاغال و سایر گیاهان درست کرد.

lovage is sometimes called "celery's cousin."

گاهی اوقات لوبیاغال "دودوله‌برادر" نامیده می‌شود.

he prefers using lovage instead of regular celery in recipes.

او ترجیح می‌دهد به جای کرفس معمولی از لوبیاغال در دستور العمل‌ها استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید