throat lozenge
Pastil گلو
cough lozenge
قرص گلو
6.A small, circular medicinal lozenge;a pastille.
6.یک قرص دارویی کوچک و دایرهای؛ یک پاستیل.
The eye is tiny, after the eye, the forehead both sides, have a meniscus spiraculum respectively, the whole body throw over have the lozenge bone board five lines.
چشم کوچک است، پس از چشم، پیشانی هر دو طرف، به ترتیب دارای یک منیسکوس اسپیراکulum، کل بدن را روی آن بیاندازید، پنج ردیف از تخته استخوان لوزنجی دارد.
I always carry lozenges in my bag for a sore throat.
من همیشه برای گلودرد، آبنبات لسنج در کیف خود حمل میکنم.
The pharmacist recommended lozenges to soothe my cough.
داروساز آبنبات لسنج را برای تسکین سرفهام توصیه کرد.
She popped a lozenge into her mouth to freshen her breath.
او برای طراوت بخشیدن به نفسش، یک آبنبات لسنج در دهانش انداخت.
He sucked on a lozenge to ease his dry throat.
او برای تسکین گلو خشکش، آبنبات لسنج میمکید.
The doctor prescribed lozenges for my throat infection.
پزشک آبنبات لسنج را برای عفونت گلویم تجویز کرد.
I prefer lozenges with a minty flavor.
من آبنبات لسنج با طعم نعناع را ترجیح میدهم.
The lozenge dissolved slowly in her mouth.
آبنبات لسنج به آرامی در دهان او حل شد.
He reached for a lozenge to soothe his irritated throat.
او برای تسکین گلو تحریک شدهاش، به سمت آبنبات لسنج دست یافت.
She offered me a lozenge to help with my cough.
او آبنبات لسنجی به من پیشنهاد کرد تا به سرفهام کمک کند.
I find that sucking on a lozenge can alleviate my sore throat.
من متوجه میشوم که مکیدن آبنبات لسنج میتواند گلو درد من را تسکین دهد.
throat lozenge
Pastil گلو
cough lozenge
قرص گلو
6.A small, circular medicinal lozenge;a pastille.
6.یک قرص دارویی کوچک و دایرهای؛ یک پاستیل.
The eye is tiny, after the eye, the forehead both sides, have a meniscus spiraculum respectively, the whole body throw over have the lozenge bone board five lines.
چشم کوچک است، پس از چشم، پیشانی هر دو طرف، به ترتیب دارای یک منیسکوس اسپیراکulum، کل بدن را روی آن بیاندازید، پنج ردیف از تخته استخوان لوزنجی دارد.
I always carry lozenges in my bag for a sore throat.
من همیشه برای گلودرد، آبنبات لسنج در کیف خود حمل میکنم.
The pharmacist recommended lozenges to soothe my cough.
داروساز آبنبات لسنج را برای تسکین سرفهام توصیه کرد.
She popped a lozenge into her mouth to freshen her breath.
او برای طراوت بخشیدن به نفسش، یک آبنبات لسنج در دهانش انداخت.
He sucked on a lozenge to ease his dry throat.
او برای تسکین گلو خشکش، آبنبات لسنج میمکید.
The doctor prescribed lozenges for my throat infection.
پزشک آبنبات لسنج را برای عفونت گلویم تجویز کرد.
I prefer lozenges with a minty flavor.
من آبنبات لسنج با طعم نعناع را ترجیح میدهم.
The lozenge dissolved slowly in her mouth.
آبنبات لسنج به آرامی در دهان او حل شد.
He reached for a lozenge to soothe his irritated throat.
او برای تسکین گلو تحریک شدهاش، به سمت آبنبات لسنج دست یافت.
She offered me a lozenge to help with my cough.
او آبنبات لسنجی به من پیشنهاد کرد تا به سرفهام کمک کند.
I find that sucking on a lozenge can alleviate my sore throat.
من متوجه میشوم که مکیدن آبنبات لسنج میتواند گلو درد من را تسکین دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید