pastille

[ایالات متحده]/'pæst(ə)l/
[بریتانیا]/pæ'stil/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قرص قند، تهیه معطر؛ قرص یا قرص دارویی، مداد شمعی.

عبارات و ترکیب‌ها

throat pastille

قرص گلو

herbal pastille

قرص گیاهی

sweet pastille

قرص شیرین

جملات نمونه

Leaves strong floral pastille and berry liqueur notes behind, finishing with excellent cut and precision.

عطر و طعم قوی گلدار، پاستیل و لیکور توتی را به جا می‌گذارد و با برش و دقت عالی به پایان می‌رسد.

The pastille system is consisted of rotoformer and cooler. The rotofomer drop the liquid on the belt evenly and the drop solidified as the belt is moving forward continuously.

سیستم پاستیل از روتوفورمر و خنک کننده تشکیل شده است. روتوفورمر به طور یکنواخت مایع را روی تسمه می ریزد و مایع در حین حرکت مداوم تسمه جامد می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید