| جمع | lubbers |
landlubber
دریادار
sealubber
دریادار
He retrieved a pot from beneath his hammock."I got it from one of the lubber temples.
او یک گلدان را از زیر هاماکش بیرون آورد. "من آن را از یکی از معابد دست و پا چلفتی گرفتم."
landlubber
دریادار
sealubber
دریادار
He retrieved a pot from beneath his hammock."I got it from one of the lubber temples.
او یک گلدان را از زیر هاماکش بیرون آورد. "من آن را از یکی از معابد دست و پا چلفتی گرفتم."
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید