land-lover's life
زندگی عاشق زمین
being a land-lover
بودن عاشق زمین
land-lover status
وضعیت عاشق زمین
true land-lover
عشق واقعی به زمین
land-lover's dream
رویا عاشق زمین
land-lover activities
فعالیتهای عاشق زمین
land-lover lifestyle
سبک زندگی عاشق زمین
land-lover exploring
کاوش عاشق زمین
land-lovers gather
جمع شدن عاشقان زمین
land-lover's choice
انتخاب عاشق زمین
he's a land-lover, preferring hiking to sailing.
او یک عاشق زمین است و به جای سفر دریا، به چراغگذاری میپسندد.
despite the beautiful beach, she remained a dedicated land-lover.
در این حال که رمانتیک دریاچه زیبایی وجود داشت، او هنوز هم یک عاشق زمین وفادار ماند.
as a land-lover, he found the cruise ship boring.
به عنوان یک عاشق زمین، او از کشتی گردشگری خسته شده بود.
the land-lover enjoyed exploring ancient ruins and historical sites.
عاشق زمین لذت برد از کاوش در باقیماندههای باستانی و مکانهای تاریخی.
she's a confirmed land-lover, always seeking out new trails.
او یک عاشق زمین تأیید شده است و همیشه در جستجوی مسیرهای جدید است.
he's a true land-lover, happiest when surrounded by mountains.
او یک عاشق زمین واقعی است و خوشترین لحظاتش وقتی است که در اطراف کوهها باشد.
even on vacation, the land-lover opted for a walking tour.
حتی در تعطیلات، عاشق زمین برای یک گردش پیادهروی انتخاب کرد.
the land-lover spent hours photographing the stunning landscape.
عاشق زمین ساعاتی را صرف گرفتن عکس از منظرههای زیبای طبیعت کرد.
unlike his brother, he's a committed land-lover, not a sea dog.
در مقابل برادرش، او یک عاشق زمین وفادار است، نه یک فرد دریایی.
she's a passionate land-lover and avid rock climber.
او یک عاشق زمین شغفزده و یک صعودکننده سنگهای شدید است.
the land-lover felt more at home on solid ground than on a boat.
عاشق زمین احساس راحتی بیشتری در زمین جامد نسبت به روی یک کشتی داشت.
land-lover's life
زندگی عاشق زمین
being a land-lover
بودن عاشق زمین
land-lover status
وضعیت عاشق زمین
true land-lover
عشق واقعی به زمین
land-lover's dream
رویا عاشق زمین
land-lover activities
فعالیتهای عاشق زمین
land-lover lifestyle
سبک زندگی عاشق زمین
land-lover exploring
کاوش عاشق زمین
land-lovers gather
جمع شدن عاشقان زمین
land-lover's choice
انتخاب عاشق زمین
he's a land-lover, preferring hiking to sailing.
او یک عاشق زمین است و به جای سفر دریا، به چراغگذاری میپسندد.
despite the beautiful beach, she remained a dedicated land-lover.
در این حال که رمانتیک دریاچه زیبایی وجود داشت، او هنوز هم یک عاشق زمین وفادار ماند.
as a land-lover, he found the cruise ship boring.
به عنوان یک عاشق زمین، او از کشتی گردشگری خسته شده بود.
the land-lover enjoyed exploring ancient ruins and historical sites.
عاشق زمین لذت برد از کاوش در باقیماندههای باستانی و مکانهای تاریخی.
she's a confirmed land-lover, always seeking out new trails.
او یک عاشق زمین تأیید شده است و همیشه در جستجوی مسیرهای جدید است.
he's a true land-lover, happiest when surrounded by mountains.
او یک عاشق زمین واقعی است و خوشترین لحظاتش وقتی است که در اطراف کوهها باشد.
even on vacation, the land-lover opted for a walking tour.
حتی در تعطیلات، عاشق زمین برای یک گردش پیادهروی انتخاب کرد.
the land-lover spent hours photographing the stunning landscape.
عاشق زمین ساعاتی را صرف گرفتن عکس از منظرههای زیبای طبیعت کرد.
unlike his brother, he's a committed land-lover, not a sea dog.
در مقابل برادرش، او یک عاشق زمین وفادار است، نه یک فرد دریایی.
she's a passionate land-lover and avid rock climber.
او یک عاشق زمین شغفزده و یک صعودکننده سنگهای شدید است.
the land-lover felt more at home on solid ground than on a boat.
عاشق زمین احساس راحتی بیشتری در زمین جامد نسبت به روی یک کشتی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید