lubecks

[ایالات متحده]/ˈluːbeks/
[بریتانیا]/ˈluːbeks/

ترجمه

n. جمع Lubeck؛ تاریخی، سکک‌های طلا Lübeck.

جملات نمونه

five lubecks were found in the old chest.

پنج لوبک در جعبه قدیمی پیدا شدند.

the lubecks scattered across the wooden floor.

لوبک‌ها روی زمین چوبی پراکنده شدند.

she collected rare lubecks from travelers.

او لوبک‌های نادری را از سفرکنندگان جمع کرد.

the lubecks glowed softly in the moonlight.

لوبک‌ها در نور ماه نرمی نورانی می‌شدند.

three lubecks fell from the shaking branches.

سه لوبک از شاخه‌های لرزان افتادند.

the merchant traded lubecks for gold coins.

تجار لوبک‌ها را به جای پیش‌گویی‌های طلا عوض کرد.

ancient lubecks lined the museum shelves.

لوبک‌های باستانی در رف‌های موزه قرار داده شدند.

the children played with colorful lubecks.

کودکان با لوبک‌های رنگارنگ بازی می‌کردند.

these lubecks belong to the royal family.

این لوبک‌ها متعلق به خانواده سلطنتی هستند.

the lubecks vanished without a trace.

لوبک‌ها بدون چاپی از بین رفتند.

we discoveredlubecks in the cave yesterday.

each lubeck holds a mysterious secret.

هر لوبک یکسری مخفی را در خود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید