luddite

[ایالات متحده]/'lʌdait/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی در اوایل قرن 19 کارگران صنایع دستی بریتانیایی که با مکانیزه شدن مخالف است.

جملات نمونه

He is often labeled as a luddite for his resistance to using smartphones.

او اغلب به دلیل مقاومت در برابر استفاده از تلفن‌های هوشمند، به عنوان یک لودیت برچسب‌گذاری می‌شود.

The luddite refused to use any technology more advanced than a typewriter.

لودیت از استفاده از هر فناوری پیشرفته‌تر از یک ماشین تحریر امتناع کرد.

As a luddite, she prefers reading physical books over e-books.

به عنوان یک لودیت، او ترجیح می‌دهد کتاب‌های فیزیکی را به کتاب‌های الکترونیکی بخواند.

The luddite was skeptical of the benefits of automation in the workplace.

لودیت در مورد مزایای اتوماسیون در محل کار مردد بود.

Despite being a luddite, he still uses a basic flip phone.

با وجود اینکه لودیت بود، او هنوز از یک تلفن تا شوهر ساده استفاده می‌کند.

The luddite preferred writing letters by hand instead of sending emails.

لودیت ترجیح می‌داد به جای ارسال ایمیل، نامه ها را با دست بنویسد.

She was considered a luddite for her aversion to social media.

او به دلیل بی میلی به رسانه‌های اجتماعی، به عنوان یک لودیت در نظر گرفته شد.

The luddite insisted on using a paper map instead of GPS for navigation.

لودیت اصرار داشت که به جای GPS از نقشه کاغذی برای مسیریابی استفاده کند.

Being a luddite, he preferred vinyl records to digital music.

به عنوان یک لودیت، او ترجیح می‌داد ضبط‌های وینیل را به موسیقی دیجیتال گوش دهد.

The luddite was resistant to adopting new technology in the workplace.

لودیت در برابر پذیرش فناوری‌های جدید در محل کار مقاومت می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Now I am not a Luddite, I treasure the benefits of technological advance to our lives and our relationships.

من دیگر لودیت نیستم، مزایای پیشرفت‌های فناوری برای زندگی و روابط ما را ارج می‌نهیم.

منبع: Celebrity High School Opening Speech

We've got Stephen King being like, ah, being a Luddite is is futile.

ما استیون کینگ را داریم که مانند، آه، بودن یک لودیت بیهوده است.

منبع: Science Quickly, from Scientific American

You know, I'm a little bit of a Luddite, I will confess.

می‌دانید، من کمی لودیت هستم، اعتراف می‌کنم.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2017 Collection

Do you think it's still fair to say that this is a sort of Luddite movement?

آیا فکر می‌کنید هنوز هم منصفانه است که بگوییم این نوع جنبش لودیت است؟

منبع: Science Quickly, from Scientific American

Mr Susskind is no Luddite: he does not imagine tech's power could be eliminated, even if that were desirable.

آقای ساسکیند لودیت نیست: او تصور نمی‌کند که قدرت فناوری قابل حذف باشد، حتی اگر آن قابل‌اجرا باشد.

منبع: The Economist Culture

Bushwick: And it's not just in the case of the writers strike that I've heard the term Luddite used.

بوشویک: و فقط در مورد اعتصاب نویسندگان نیست که من این اصطلاح لودیت را شنیده‌ام.

منبع: Science Quickly, from Scientific American

And in that sense, Michael Schur is almost exactly a Luddite.

و در این معنا، مایکل شُر تقریباً دقیقاً یک لودیت است.

منبع: Freakonomics

The Luddite movement was made up of highly skilled textile workers, the very people who were most familiar with the new industrial technology.

جنبش لودیت از کارگران با مهارت بالا در صنعت نساجی تشکیل شده بود، همان افرادی که بیشتر با فناوری صنعتی جدید آشنا بودند.

منبع: Freakonomics

So when I heard that the author of a new Luddite book had never himself smashed even one single machine, I knew what to do.

بنابراین وقتی شنیدم که نویسنده یک کتاب جدید لودیت هرگز حتی یک دستگاه را نشکسته است، فهمیدم چه کار کنم.

منبع: Money Earth

But now all of a sudden, you're like a Luddite with the textile looms that you just want to sma — what's the problem there, seriously?

اما اکنون ناگهان، شما مانند یک لودیت با دستگاه‌های بافندگی هستید که فقط می‌خواهید آنها را بشکنید - مشکل چیست، جدی؟

منبع: Freakonomics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید