one of the luminaries of child psychiatry.
یکی از چهرههای برجسته روانپزشکی کودکان
corporate luminaries cackle on about the importance of quality.
چهرههای برجسته شرکتها در مورد اهمیت کیفیت با قهقهه صحبت میکنند.
She is a luminary in the field of medicine.
او شخصیتی برجسته در زمینه پزشکی است.
The conference will feature several industry luminaries as keynote speakers.
کنفرانس میزبان چندین چهره برجسته صنعت به عنوان سخنران کلیدی خواهد بود.
As a luminary in the tech world, he has revolutionized the way we communicate.
به عنوان شخصیتی برجسته در دنیای فناوری، او روش ارتباط ما را متحول کرده است.
The luminary designer showcased his latest collection at the fashion show.
طراح برجسته آخرین مجموعه خود را در نمایشگاه مد به نمایش گذاشت.
She has become a luminary in the world of literature with her award-winning novels.
او با رمانهای برنده جایزه خود به شخصیتی برجسته در دنیای ادبیات تبدیل شده است.
The luminary artist's paintings are highly sought after by collectors.
نقاشیهای هنرمند برجسته بسیار مورد توجه جمعآوران است.
The luminary scientist's research has led to groundbreaking discoveries in the field of physics.
تحقیقات دانشمند برجسته منجر به کشفهای پیشگامانه در زمینه فیزیک شده است.
Her work as a luminary philanthropist has made a significant impact on society.
کار او به عنوان یک نیکوکار برجسته تأثیر قابل توجهی بر جامعه داشته است.
The luminary musician's concert tickets sold out within minutes.
بلیطهای کنسرت نوازنده برجسته در عرض چند دقیقه به فروش رسید.
He is considered a luminary in the world of architecture for his innovative designs.
او به دلیل طراحیهای نوآورانه خود به عنوان شخصیتی برجسته در دنیای معماری شناخته میشود.
one of the luminaries of child psychiatry.
یکی از چهرههای برجسته روانپزشکی کودکان
corporate luminaries cackle on about the importance of quality.
چهرههای برجسته شرکتها در مورد اهمیت کیفیت با قهقهه صحبت میکنند.
She is a luminary in the field of medicine.
او شخصیتی برجسته در زمینه پزشکی است.
The conference will feature several industry luminaries as keynote speakers.
کنفرانس میزبان چندین چهره برجسته صنعت به عنوان سخنران کلیدی خواهد بود.
As a luminary in the tech world, he has revolutionized the way we communicate.
به عنوان شخصیتی برجسته در دنیای فناوری، او روش ارتباط ما را متحول کرده است.
The luminary designer showcased his latest collection at the fashion show.
طراح برجسته آخرین مجموعه خود را در نمایشگاه مد به نمایش گذاشت.
She has become a luminary in the world of literature with her award-winning novels.
او با رمانهای برنده جایزه خود به شخصیتی برجسته در دنیای ادبیات تبدیل شده است.
The luminary artist's paintings are highly sought after by collectors.
نقاشیهای هنرمند برجسته بسیار مورد توجه جمعآوران است.
The luminary scientist's research has led to groundbreaking discoveries in the field of physics.
تحقیقات دانشمند برجسته منجر به کشفهای پیشگامانه در زمینه فیزیک شده است.
Her work as a luminary philanthropist has made a significant impact on society.
کار او به عنوان یک نیکوکار برجسته تأثیر قابل توجهی بر جامعه داشته است.
The luminary musician's concert tickets sold out within minutes.
بلیطهای کنسرت نوازنده برجسته در عرض چند دقیقه به فروش رسید.
He is considered a luminary in the world of architecture for his innovative designs.
او به دلیل طراحیهای نوآورانه خود به عنوان شخصیتی برجسته در دنیای معماری شناخته میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید