lustered surface
سطح براق
lustered finish
پوشش براق
lustered appearance
ظاهر براق
lustered effect
اثر براق
lustered material
مواد براق
lustered texture
بافت براق
lustered coat
لایه براق
lustered finishings
اتمام براق
lustered sheen
درخشش براق
lustered glaze
لعاب براق
the gemstone lustered beautifully under the sunlight.
گوهر در زیر نور خورشید به زیبایی میدرخشید.
her eyes lustered with excitement as she opened the gift.
چشمانش با هیجان میدرخشیدند وقتی هدیه را باز کرد.
the freshly polished car lustered like new.
ماشین تازه واکس خورده مانند نو میدرخشید.
his achievements lustered in the eyes of his peers.
دستاوردهای او در چشمان همسالانش میدرخشید.
the painting lustered with vibrant colors.
نقاشی با رنگهای زنده میدرخشید.
her hair lustered after the new treatment.
موهای او پس از درمان جدید میدرخشید.
the stars lustered brightly in the night sky.
ستارگان در آسمان شب به شدت میدرخشیدند.
the silverware lustered after being polished.
وسایل نقرهفام پس از واکس زدن میدرخشیدند.
his smile lustered with genuine happiness.
لبخندش با خوشحالی واقعی میدرخشید.
the lake lustered with the reflection of the sun.
دریاچه با انعکاس خورشید میدرخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید