lustrated

[ایالات متحده]/ˈlʌstreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈlʌstreɪtɪd/

ترجمه

v. برای تصفیه یا پاکسازی

عبارات و ترکیب‌ها

well lustrated

خوب نشان داده شده

poorly lustrated

بد نشان داده شده

clearly lustrated

به وضوح نشان داده شده

heavily lustrated

به شدت نشان داده شده

briefly lustrated

به طور خلاصه نشان داده شده

vividly lustrated

زنده و باطنی نشان داده شده

effectively lustrated

به طور موثر نشان داده شده

thoroughly lustrated

به طور کامل نشان داده شده

adequately lustrated

به طور مناسب نشان داده شده

جملات نمونه

the book lustrated the importance of environmental conservation.

کتاب اهمیت حفظ محیط زیست را نشان داد.

the documentary lustrated the lives of people in remote areas.

فیلم مستند زندگی مردم در مناطق دورافتاده را نشان داد.

her speech lustrated the need for social change.

سخنرانی او نیاز به تغییرات اجتماعی را نشان داد.

the report lustrated the effects of climate change on agriculture.

گزارش اثرات تغییرات آب و هوایی بر کشاورزی را نشان داد.

the article lustrated various cultural practices around the world.

مقاله، روش‌های فرهنگی مختلف در سراسر جهان را نشان داد.

the research lustrated the connection between diet and health.

تحقیقات ارتباط بین رژیم غذایی و سلامتی را نشان داد.

his artwork lustrated the struggles of modern society.

هنر او، مبارزات جامعه مدرن را نشان داد.

the presentation lustrated the benefits of renewable energy sources.

ارائه، مزایای منابع انرژی تجدیدپذیر را نشان داد.

the film lustrated the challenges faced by immigrants.

فیلم، چالش‌هایی که مهاجران با آن روبرو هستند را نشان داد.

the study lustrated the impact of technology on education.

تحقیق، تأثیر فناوری بر آموزش را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید