lychees

[ایالات متحده]/[ˈliːtʃiːz]/
[بریتانیا]/[ˈliːtʃiːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه گوشتی درختی گرمسیری با پوست قرمز خشن و گوشت سفید شیرین و عطردار
n. pl. مقداری لیچی.

عبارات و ترکیب‌ها

love lychees

گوجه‌های لیچی را دوست دارم

eating lychees

گوجه‌های لیچی می‌خورم

fresh lychees

گوجه‌های لیچی تازه

sweet lychees

گوجه‌های لیچی شیرین

buy lychees

گوجه‌های لیچی بخرم

lychees now

گوجه‌های لیچی اکنون

many lychees

بسیاری از گوجه‌های لیچی

like lychees

گوجه‌های لیچی را دوست دارم

had lychees

گوجه‌های لیچی داشتم

good lychees

گوجه‌های لیچی خوب

جملات نمونه

i love to eat fresh lychees in the summer.

من دوست دارم در تابستان لیچی تازه بخورم.

the market stall was piled high with juicy lychees.

میز بازار با لیچی‌های میوه‌ای پر بود.

she carefully peeled the lychees before eating them.

او قبل از خوردن لیچی‌ها آن‌ها را با دقت پوست کرد.

we bought a large basket of lychees from the farm.

ما یک سبد بزرگ لیچی را از مزرعه خریدیم.

lychees are a popular tropical fruit in southeast asia.

لیچی یک میوه گرمسیری محبوب در جنوب شرق آسیا است.

the sweet taste of lychees is simply irresistible.

چاشنی شیرین لیچی ساده‌أثبات ناپسندیده‌ای است.

he prefers lychees over other fruits like mangoes.

او لیچی را به جای میوه‌های دیگر مانند مانگو ترجیح می‌دهد.

the children enjoyed sharing a plate of lychees.

کودکان لذت بردند که یک بشکه لیچی را با هم به اشتراک می‌گذارند.

we made a delicious lychee sorbet for dessert.

ما یک سوربیت لیچی لذیذ برای م甜食 ساختیم.

the lychee tree blossomed with fragrant white flowers.

درخت لیچی با گل‌های سفید عطردار گل می‌زد.

she packed lychees for her picnic in the park.

او لیچی‌ها را برای ناهار گذارش در پارک پیکن خود بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید