lymantria

[ایالات متحده]/lɪˈmæntriə/
[بریتانیا]/lɪˈmæntriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس مورچه‌های پر毛، که به عنوان مورچه‌های توسک موسوم هستند، که با وجود لاروی‌هایشان که پر毛 هستند مشخص می‌شوند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the lymantria moth

خرگوش لیمانتریا

lymantria species

گونه لیمانتریا

lymantria dispar

لیمانتریا دیسپار

invasive lymantria

لیمانتریا مهاجر

lymantria infestation

فراگیروی لیمانتریا

lymantria caterpillars

خورشید لیمانتریا

eradicating lymantria

ابات لیمانتریا

lymantria population

جمعیت لیمانتریا

lymantria outbreak

تفاقم لیمانتریا

lymantria control

کنترل لیمانتریا

جملات نمونه

the lymantria dispar caterpillar has defoliated thousands of acres of forest this summer.

گونه لیمانتریا دیسپار در این تابستان هزاران اکر از جنگل‌ها را تا به فاصله بریده است.

researchers are studying lymantria monacha populations to understand their migration patterns.

پژوهشگران جمعیت گونه لیمانتریا موناچا را مورد مطالعه قرار می‌دهند تا الگوهای مهاجرت آن‌ها را درک کنند.

the lymantria outbreak has caused significant damage to oak trees in the region.

تفشیح گونه لیمانتریا در این منطقه به درختان گردو خسارت جدی وارد کرده است.

forest managers have implemented new strategies to control lymantria infestations.

مدیران جنگل‌ها راهکارهای جدیدی را برای کنترل آلودگی‌های لیمانتریا اجرا کرده‌اند.

the lymantria species found in this area is known for its rapid reproduction.

گونه لیمانتریا که در این منطقه یافت می‌شود به دلیل تولید مثل سریعش شناخته شده است.

climate change may be affecting the distribution of lymantria moths across europe.

تغییرات اقلیمی ممکن است توزیع مورچه‌های لیمانتریا در سراسر اروپا را تحت تأثیر قرار دهد.

the lymantria caterpillar can consume large quantities of foliage in a short time.

خزه لیمانتریا می‌تواند در یک بازه زمانی کوتاه مقدار زیادی از برگ‌ها را مصرف کند.

several lymantria species have been identified in the tropical rainforest.

چند گونه از لیمانتریا در جنگل‌های گیاچه گرمسیری شناسایی شده‌اند.

the lymantria moth is nocturnal and is attracted to artificial light sources.

مورچه لیمانتریا گویی است و به منابع نور مصنوعی جذب می‌شود.

natural predators play an important role in regulating lymantria populations.

مفترس‌های طبیعی نقش مهمی در تنظیم جمعیت لیمانتریا دارند.

scientists have discovered a new lymantria species in the mountainous regions.

دانشمندان یک گونه جدید لیمانتریا را در مناطق کوهستانی کشف کرده‌اند.

integrated pest management techniques are being developed to combat lymantria damage.

روش‌های مدیریت حشرات آسیب‌زای یکپارچه برای مقابله با خسارت لیمانتریا توسعه می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید