maars

[ایالات متحده]/mɑː/
[بریتانیا]/mɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دهانه آتشفشانی کم عمق، عریض و سطحی؛ یک دهانه آتشفشانی کوچک

جملات نمونه

she wants to go out, maar it's raining.

او می‌خواهد بیرون برود، اما هوا بارانی است.

he studied hard, maar he still failed the exam.

او سخت درس خواند، اما هنوز در امتحان قبول نشد.

i like coffee, maar i prefer tea.

من قهوه دوست دارم، اما ترجیح می‌دهم چای بنوشم.

they planned a picnic, maar the weather changed.

آنها برای پیک نیک برنامه ریزی کردند، اما هوا تغییر کرد.

she is very talented, maar she lacks confidence.

او بسیار با استعداد است، اما اعتماد به نفس ندارد.

he is a great cook, maar he never has time to cook.

او آشپز خوبی است، اما هرگز وقت آشپزی ندارد.

i wanted to buy the dress, maar it was too expensive.

من می‌خواستم آن لباس را بخرم، اما خیلی گران بود.

she loves to dance, maar she is shy.

او عاشق رقصیدن است، اما خجالتی است.

he is a fast runner, maar he got injured.

او دونده‌ی سریعی است، اما آسیب دید.

we planned to travel, maar we ran out of money.

ما برنامه سفر داشتیم، اما پولمان تمام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید