| جمع | macedoines |
fruit macedoine
میوه ماکدونی
vegetable macedoine
ماکدونی سبزیجات
macedoine salad
سالاد ماکدونی
macedoine dish
غذاي ماکدونی
macedoine style
سبک ماکدونی
macedoine mix
مخلوط ماکدونی
macedoine cubes
مکعبهای ماکدونی
macedoine preparation
آمادهسازی ماکدونی
macedoine recipe
دستورالعمل ماکدونی
macedoine garnish
تزيين ماکدونی
we prepared a colorful macedoine for the dinner party.
ما یک ماکدوین رنگارنگ برای مهمانی شام آماده کردیم.
the chef's specialty is a fruit macedoine that everyone loves.
تخصص سرآشپز یک ماکدوین میوه ای است که همه آن را دوست دارند.
for a refreshing dessert, try the berry macedoine.
برای یک دسر خنک کننده، ماکدوین توت فرنگی را امتحان کنید.
they served a vegetable macedoine as a side dish.
آنها ماکدوین سبزیجات را به عنوان یک غذای جانبی سرو کردند.
the macedoine adds a vibrant touch to the salad.
ماکدوین رنگی به سالاد می بخشد.
she learned how to make a classic macedoine in culinary school.
او یاد گرفت که چگونه یک ماکدوین کلاسیک را در مدرسه آشپزی درست کند.
he garnished the dish with a macedoine of seasonal vegetables.
او غذا را با ماکدوین سبزیجات فصلی تزئین کرد.
our picnic included a refreshing fruit macedoine.
پی نیک ما شامل یک ماکدوین میوه ای خنک کننده بود.
to impress guests, serve a beautifully arranged macedoine.
برای تحت تاثیر قرار دادن مهمانان، یک ماکدوین به زیبایی چیده شده سرو کنید.
fruit macedoine
میوه ماکدونی
vegetable macedoine
ماکدونی سبزیجات
macedoine salad
سالاد ماکدونی
macedoine dish
غذاي ماکدونی
macedoine style
سبک ماکدونی
macedoine mix
مخلوط ماکدونی
macedoine cubes
مکعبهای ماکدونی
macedoine preparation
آمادهسازی ماکدونی
macedoine recipe
دستورالعمل ماکدونی
macedoine garnish
تزيين ماکدونی
we prepared a colorful macedoine for the dinner party.
ما یک ماکدوین رنگارنگ برای مهمانی شام آماده کردیم.
the chef's specialty is a fruit macedoine that everyone loves.
تخصص سرآشپز یک ماکدوین میوه ای است که همه آن را دوست دارند.
for a refreshing dessert, try the berry macedoine.
برای یک دسر خنک کننده، ماکدوین توت فرنگی را امتحان کنید.
they served a vegetable macedoine as a side dish.
آنها ماکدوین سبزیجات را به عنوان یک غذای جانبی سرو کردند.
the macedoine adds a vibrant touch to the salad.
ماکدوین رنگی به سالاد می بخشد.
she learned how to make a classic macedoine in culinary school.
او یاد گرفت که چگونه یک ماکدوین کلاسیک را در مدرسه آشپزی درست کند.
he garnished the dish with a macedoine of seasonal vegetables.
او غذا را با ماکدوین سبزیجات فصلی تزئین کرد.
our picnic included a refreshing fruit macedoine.
پی نیک ما شامل یک ماکدوین میوه ای خنک کننده بود.
to impress guests, serve a beautifully arranged macedoine.
برای تحت تاثیر قرار دادن مهمانان، یک ماکدوین به زیبایی چیده شده سرو کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید