mackerel

[ایالات متحده]/'mæk(ə)r(ə)l/
[بریتانیا]/'mækrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده از ماهی‌های کوچک برای صید ماهی‌های بزرگ
v. انجام دادن خدمات کوچک به منظور کسب منافع بزرگ؛ متحمل شدن یک ضرر کوچک برای به دست آوردن یک مزیت بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

smoked mackerel

ماهی تن دودی

grilled mackerel

ماهی تن گریل شده

spanish mackerel

ماهی تن اسپانیایی

horse mackerel

ماهی تن اسب

جملات نمونه

A mackerel sky and mares’ tails make lofty ships carry low sails.

آسمان ماهی تن و دم اسب باعث می‌شود کشتی‌های بلند بادبان‌های پایینی حمل کنند.

Chub mackerel (Scomber Japonicus) is one of the important pelagic fishery resources in the China's coastal waters.

سردنه‌های چوبی (Scomber Japonicus) یکی از منابع مهم آبزیان آزاد در آب‌های ساحلی چین هستند.

any of various scombroid fishes intermediate in size and characteristics between mackerels and tunas.

هر یک از انواع مختلف ماهی‌های اسكومبروئید که از نظر اندازه و ویژگی‌ها بین ماهی‌های تن و ساردین قرار دارند.

The stock sizes and catchable yields for hairtail, chub mackerel and filefish in the East China Sea can be estimated by the expert system.

اندازه موجودی و بازده قابل برداشت برای ماهی‌های دم‌تراشی، ساردین‌های کلپه‌ای و ماهی‌های تخت در دریای چین شرقی را می‌توان با سیستم خبره تخمین زد.

It is still good time to catch salmon from Pacifica pier while you can still catch other sea fishes such kingfish, surfperch, mackerels smelt etc.

هنوز زمان خوبی برای صید سالمون از اسکله پاسیفیکا است، در حالی که هنوز می‌توانید ماهی‌های دریایی دیگر مانند شاه‌ماهی، ماهی‌های ساحلی، ساردین، ماهی‌های کوچک و غیره را صید کنید.

I love eating grilled mackerel.

من عاشق خوردن ساردین کبابی هستم.

Mackerel is a popular fish in many cuisines around the world.

ساردین یک ماهی محبوب در بسیاری از غذاهای جهان است.

She prepared a delicious mackerel dish for dinner.

او یک غذای خوشمزه با ساردین برای شام آماده کرد.

Canned mackerel is convenient for making sandwiches.

ساردین کنسروی برای تهیه ساندویچ مناسب است.

The fishermen caught a large haul of mackerel today.

ماهیت‌گیرها امروز مقدار زیادی ساردین صید کردند.

The mackerel population is declining due to overfishing.

جمعیت ساردین به دلیل صید بیش از حد در حال کاهش است.

Grilled mackerel with lemon and herbs is a delicious combination.

ساردین کبابی با لیمو و گیاهان یک ترکیب خوشمزه است.

Mackerel is a good source of omega-3 fatty acids.

ساردین منبع خوبی از اسیدهای چرب امگا 3 است.

I bought fresh mackerel from the fish market.

من ساردین تازه از بازار ماهی خریدم.

The chef recommended the grilled mackerel as the special of the day.

سرآشپز ساردین کبابی را به عنوان غذای ویژه روز پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید