macrocytes

[ایالات متحده]/ˈmækrəʊsaɪt/
[بریتانیا]/ˈmækoʊsaɪt/

ترجمه

n. یک گلبول قرمز بزرگ؛ یک گلبول قرمز بزرگ شده

عبارات و ترکیب‌ها

macrocyte count

شمارش ماکروسیت

macrocyte size

اندازه ماکروسیت

macrocyte morphology

مورفولوژی ماکروسیت

macrocyte formation

تشکیل ماکروسیت

macrocyte prevalence

شیوع ماکروسیت

macrocyte production

تولید ماکروسیت

macrocyte analysis

تجزیه و تحلیل ماکروسیت

macrocyte abnormalities

ناهنجاری‌های ماکروسیت

macrocyte characteristics

ویژگی‌های ماکروسیت

macrocyte levels

سطح ماکروسیت

جملات نمونه

macrocytes are often found in patients with vitamin b12 deficiency.

ماکروسیت‌ها اغلب در بیماران مبتلا به کمبود ویتامین B12 یافت می‌شوند.

the presence of macrocytes can indicate underlying health issues.

وجود ماکروسیت‌ها می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات سلامتی زمینه‌ای باشد.

doctors may perform blood tests to check for macrocytes in the sample.

پزشکان ممکن است آزمایش خون انجام دهند تا ماکروسیت‌ها را در نمونه بررسی کنند.

macrocytes can affect the oxygen-carrying capacity of the blood.

ماکروسیت‌ها می‌توانند بر توانایی خون در حمل اکسیژن تأثیر بگذارند.

dietary changes may be necessary to reduce macrocyte levels.

تغییرات رژیمی ممکن است برای کاهش سطح ماکروسیت‌ها ضروری باشد.

macrocytes can be a sign of liver disease or alcoholism.

ماکروسیت‌ها می‌توانند نشانه‌ای از بیماری کبدی یا الکل‌خواهی باشند.

healthcare providers often educate patients about macrocytes and their implications.

ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی اغلب بیماران را در مورد ماکروسیت‌ها و پیامدهای آن‌ها آموزش می‌دهند.

understanding macrocytes is crucial for diagnosing certain blood disorders.

درک ماکروسیت‌ها برای تشخیص برخی اختلالات خونی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید