macrofauna

[ایالات متحده]/ˌmækrəʊˈfɔːnə/
[بریتانیا]/ˌmækroʊˈfɔːnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیات جانوری به طور گسترده در یک منطقه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

macrofauna diversity

تنوع ماهیان بزرگ

macrofauna habitat

زیستگاه ماهیان بزرگ

macrofauna studies

مطالعات ماهیان بزرگ

macrofauna community

جامعه ماهیان بزرگ

macrofauna sampling

نمونه‌برداری از ماهیان بزرگ

macrofauna assessment

ارزیابی ماهیان بزرگ

macrofauna population

جمعیت ماهیان بزرگ

macrofauna distribution

توزیع ماهیان بزرگ

macrofauna ecology

اکولوژی ماهیان بزرگ

macrofauna monitoring

نظارت بر ماهیان بزرگ

جملات نمونه

macrofauna plays a crucial role in the ecosystem.

makro fauna نقشی حیاتی در اکوسیستم ایفا می‌کند.

the study of macrofauna helps scientists understand biodiversity.

مطالعه ماکروفاونا به دانشمندان کمک می‌کند تا تنوع زیستی را درک کنند.

macrofauna can be indicators of environmental health.

ماکروفاونا می‌تواند نشان‌دهنده سلامت محیط‌زیست باشد.

many marine species are classified as macrofauna.

بسیاری از گونه‌های دریایی به عنوان ماکروفاونا طبقه‌بندی می‌شوند.

researchers are documenting the macrofauna of the region.

محققان در حال مستندسازی ماکروفاونا در این منطقه هستند.

changes in macrofauna populations can signal ecosystem shifts.

تغییرات در جمعیت ماکروفاونا می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات در اکوسیستم باشد.

macrofauna diversity is essential for soil health.

تنوع ماکروفاونا برای سلامت خاک ضروری است.

conservation efforts often focus on protecting macrofauna.

تلاش‌های حفاظتی اغلب بر حفاظت از ماکروفاونا متمرکز می‌شوند.

macrofauna interacts with other organisms in complex ways.

ماکروفاونا به روش‌های پیچیده با سایر موجودات زنده تعامل دارد.

understanding macrofauna is vital for effective environmental management.

درک ماکروفاونا برای مدیریت مؤثر محیط‌زیست حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید