macroglias

[ایالات متحده]/ˈmækrəʊˌɡliːəs/
[بریتانیا]/ˈmækroʊˌɡliːəs/

ترجمه

n. سلول‌های بزرگ حمایتی در سیستم عصبی

عبارات و ترکیب‌ها

macroglias function

عملکرد ماکروگلیا

macroglias role

نقش ماکروگلیا

macroglias activation

فعال‌سازی ماکروگلیا

macroglias response

پاسخ ماکروگلیا

macroglias signaling

سیگنالینگ ماکروگلیا

macroglias development

توسعه ماکروگلیا

macroglias interaction

تعامل ماکروگلیا

macroglias pathology

پاتولوژی ماکروگلیا

macroglias proliferation

افزایش ماکروگلیا

macroglias differentiation

تمایز ماکروگلیا

جملات نمونه

macroglias play a crucial role in supporting neurons.

ماکروگلیاها نقش مهمی در حمایت از نورون‌ها ایفا می‌کنند.

research shows that macroglias contribute to brain homeostasis.

تحقیقات نشان می‌دهد که ماکروگلیاها به حفظ هم‌ایستایی مغز کمک می‌کنند.

macroglias can influence the development of neurodegenerative diseases.

ماکروگلیاها می‌توانند بر پیشرفت بیماری‌های عصبی‌دگرازا تأثیر بگذارند.

understanding macroglias is essential for neuroscience.

درک ماکروگلیاها برای علوم اعصاب ضروری است.

macroglias respond to injury by activating inflammatory pathways.

ماکروگلیاها در پاسخ به آسیب، مسیرهای التهابی را فعال می‌کنند.

macroglias are involved in synaptic modulation.

ماکروگلیاها در تعدیل سیناپسی نقش دارند.

studies on macroglias may lead to new therapeutic strategies.

مطالعات روی ماکروگلیاها ممکن است منجر به استراتژی‌های درمانی جدید شود.

macroglias have diverse functions in the central nervous system.

ماکروگلیاها عملکردهای متنوعی در سیستم عصبی مرکزی دارند.

macroglias can modulate the immune response in the brain.

ماکروگلیاها می‌توانند پاسخ ایمنی در مغز را تعدیل کنند.

recent findings highlight the importance of macroglias in brain repair.

یافته‌های اخیر بر اهمیت ماکروگلیاها در ترمیم مغز تأکید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید