madams

[ایالات متحده]/ˈmædəmz/
[بریتانیا]/ˈmædəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع madam; زن جوانی که دوست دارد دستور بدهد; دلال در یک خانه فساد

عبارات و ترکیب‌ها

madams' choice

انتخاب خانم‌ها

madams' advice

مشورت خانم‌ها

madams' meeting

جلسه خانم‌ها

madams' club

باشگاه خانم‌ها

madams' gathering

همایش خانم‌ها

madams' order

دستور خانم‌ها

madams' salon

سالن خانم‌ها

madams' affair

ماجرای خانم‌ها

madams' request

درخواست خانم‌ها

madams' role

نقش خانم‌ها

جملات نمونه

madams often organize social events.

خانم‌ها اغلب رویدادهای اجتماعی را سازماندهی می‌کنند.

the madams greeted their guests warmly.

خانم‌ها مهمانان خود را با روی خوش استقبال کردند.

many madams enjoy fine dining experiences.

بسیاری از خانم‌ها از تجربیات صرف غذاهای مجلل لذت می‌برند.

madams are known for their elegance and grace.

خانم‌ها به خاطر ظرافت و وقارشان شناخته می‌شوند.

some madams run successful businesses.

برخی از خانم‌ها مشاغل موفقیت‌آمیزی را اداره می‌کنند.

madams often play a crucial role in society.

خانم‌ها اغلب نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کنند.

it is common for madams to host charity events.

معمولاً خانم‌ها رویدادهای خیریه را برگزار می‌کنند.

madams appreciate the finer things in life.

خانم‌ها از ظرافت‌های زندگی قدردانی می‌کنند.

many madams are involved in community service.

بسیاری از خانم‌ها در خدمات اجتماعی مشارکت دارند.

madams often share their wisdom with others.

خانم‌ها اغلب خرد خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید