wives

[ایالات متحده]/waɪvz/
[بریتانیا]/waɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع همسر

عبارات و ترکیب‌ها

wives club

باشگاه همسران

wives tales

داستان‌های همسران

wives duties

وظایف همسران

wives support

حمایت همسران

wives roles

نقش‌های همسران

wives rights

حقوق همسران

wives expectations

انتظارات همسران

wives network

شبکه همسران

wives advice

مشاوره همسران

wives responsibilities

مسئولیت‌های همسران

جملات نمونه

many wives support their husbands in their careers.

بسیاری از زنان از همسران خود در حرفه آنها حمایت می کنند.

wives often share responsibilities with their partners.

زنان اغلب مسئولیت ها را با شرکای خود تقسیم می کنند.

some wives enjoy cooking for their families.

برخی از زنان از پختن غذا برای خانواده خود لذت می برند.

wives can play a crucial role in family decisions.

زنان می توانند نقش مهمی در تصمیمات خانواده ایفا کنند.

wives often organize family gatherings and events.

زنان اغلب دورهمی ها و رویدادهای خانوادگی را سازماندهی می کنند.

wives and husbands should communicate openly.

زنان و مردان باید به طور آشکار با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

many wives take care of the household finances.

بسیاری از زنان از امور مالی خانه مراقبت می کنند.

wives appreciate thoughtful gestures from their spouses.

زنان از حرکات فکر شده از طرف همسران خود قدردانی می کنند.

some wives work full-time while managing the home.

برخی از زنان به طور تمام وقت کار می کنند در حالی که خانه را مدیریت می کنند.

wives often seek support from their friends.

زنان اغلب از دوستان خود حمایت می جویند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید