magnetron

[ایالات متحده]/ˈmæɡnɪtrɒn/
[بریتانیا]/ˈmæɡnɪtrɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی لوله خلاء که مایکروویو تولید می‌کند؛ مگنترون مورد استفاده در مایکروویوها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

magnetron tube

لوله ماگنتورن

magnetron power

توان ماگنتورن

magnetron oscillator

نوسانگر ماگنتورن

magnetron design

طراحی ماگنتورن

magnetron frequency

فرکانس ماگنتورن

magnetron application

کاربرد ماگنتورن

magnetron efficiency

بازده ماگنتورن

magnetron circuit

مدار ماگنتورن

magnetron tube failure

خرابی لوله ماگنتورن

magnetron heating

گرمایش ماگنتورن

جملات نمونه

the magnetron is a crucial component in microwave ovens.

ماگنتِرون یک جزء حیاتی در اجاق‌های مایکروویو است.

researchers are studying the efficiency of the magnetron.

محققان در حال بررسی کارایی ماگنتِرون هستند.

the magnetron generates microwaves for cooking food.

ماگنتِرون برای پخت و پز غذا امواج مایکروویو تولید می‌کند.

magnetron technology is used in radar systems.

فناوری ماگنتِرون در سیستم‌های رادار استفاده می‌شود.

understanding how a magnetron works is essential for engineers.

درک نحوه عملکرد ماگنتِرون برای مهندسان ضروری است.

the lifespan of a magnetron can vary based on usage.

طول عمر ماگنتِرون می‌تواند بر اساس میزان استفاده متفاوت باشد.

some magnetrons can operate at high power levels.

برخی از ماگنتِرون‌ها می‌توانند در سطوح توان بالا کار کنند.

magnetrons are often used in industrial heating applications.

ماگنتِرون‌ها اغلب در کاربردهای گرمایش صنعتی استفاده می‌شوند.

maintenance of the magnetron is important for safety.

نگهداری از ماگنتِرون برای ایمنی مهم است.

advancements in magnetron design have improved microwave technology.

پیشرفت‌ها در طراحی ماگنتِرون باعث بهبود فناوری مایکروویو شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید