mahimahi

[ایالات متحده]/ˈmɑːhiːˌmɑːhi/
[بریتانیا]/ˈmɑːhiˌmɑːhi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی که در آب‌های اقیانوس گرم یافت می‌شود، همچنین به عنوان ماهی دلفینی شناخته می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعmahimahis

عبارات و ترکیب‌ها

mahimahi tacos

تاکو ماهیمهی

mahimahi fillet

فیله ماهیمهی

grilled mahimahi

ماهیمهی گریل شده

mahimahi curry

ماهیمهی کاری

mahimahi sandwich

ساندویچ ماهیمهی

mahimahi salad

سالاد ماهیمهی

mahimahi bites

ماهیمهی بایت

mahimahi skewers

ماهیمهی سیخ‌دار

mahimahi ceviche

سویوی ماهیمهی

mahimahi burger

برگر ماهیمهی

جملات نمونه

mahimahi is a popular fish in hawaiian cuisine.

ماهیمحی یک ماهی محبوب در آشپزی هاوایی است.

i love to grill mahimahi for dinner.

من عاشق گریل کردن ماهیمحی برای شام هستم.

mahimahi is known for its firm texture.

ماهیمحی به دلیل بافت سفت و محکمش شناخته شده است.

we enjoyed a mahimahi taco at the beach.

ما از خوردن تاکوی ماهیمحی در ساحل لذت بردیم.

fresh mahimahi can be found at local fish markets.

می‌توان ماهیمحی تازه را در بازارهای ماهی محلی پیدا کرد.

mahimahi pairs well with tropical fruits.

ماهیمحی با میوه‌های استوایی به خوبی همراه می‌شود.

many restaurants feature mahimahi on their menu.

بسیاری از رستوران‌ها ماهیمحی را در منوی خود ارائه می‌دهند.

cooking mahimahi requires careful seasoning.

پخت ماهیمحی نیاز به چاشنی‌زنی دقیق دارد.

mahimahi is often served with a citrus sauce.

ماهیمحی اغلب با سس مرکبات سرو می‌شود.

we caught a big mahimahi during our fishing trip.

ما یک ماهیمحی بزرگ را در سفر ماهیگیری خود صید کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید