postbox

[ایالات متحده]/'pəʊs(t)bɒks/
[بریتانیا]/'postbɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای جمع‌آوری نامه، معمولاً در خیابان یا نزدیک یک ساختمان قرار دارد.

نمونه‌های واقعی

He runs a dive shop here in Susami and he manages the postbox.

او یک مغازه غواصی در اینجا در سوسامی دارد و مسئولیت پست‌خانه را بر عهده دارد.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

I didn't realise there were so many postboxes in the UK!

من فکر نمی‌کردم در انگلستان اینقدر پست‌خانه وجود داشته باشد!

منبع: 6 Minute English

The former postman dreams of taking a photo of all of Britain's 115,000 postboxes.

پست‌چی سابق رویای گرفتن عکس از تمام 115000 پست‌خانه بریتانیا را دارد.

منبع: 6 Minute English

And I said he took photos of postboxes. Was I right?

و من گفتم او عکس‌هایی از پست‌خانه‌ها می‌گرفت. آیا درست گفتم؟

منبع: 6 Minute English

Well, I always tell people in larger vehicles to park by the postbox on the other side of the road from the entrance.

خب، من همیشه به افرادی که با وسایل نقلیه بزرگتر می‌گویم که در سمت دیگر جاده، کنار پست‌خانه از ورودی پارک کنند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Mainland China Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید