makeable

[ایالات متحده]/ˈmeɪkəbl/
[بریتانیا]/ˈmeɪkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل ساخت یا ایجاد; قابل تولید یا ساخت; قادر به ساخت; قابل علامت گذاری

عبارات و ترکیب‌ها

makeable project

طرح قابل انجام

makeable goal

هدف قابل دستیابی

makeable plan

برنامه قابل انجام

makeable task

وظیفه قابل انجام

makeable decision

تصمیم قابل انجام

makeable change

تغییر قابل انجام

makeable strategy

استراتژی قابل انجام

makeable solution

راه حل قابل انجام

makeable idea

ایده قابل انجام

makeable challenge

چالش قابل انجام

جملات نمونه

the project is makeable with the right resources.

این پروژه با منابع مناسب قابل انجام است.

we need to find makeable solutions to this problem.

ما باید راه حل های قابل انجام برای این مشکل پیدا کنیم.

her ideas are creative but not always makeable.

ایده های او خلاقانه هستند اما همیشه قابل اجرا نیستند.

is this design makeable within our budget?

آیا این طرح با بودجه ما قابل انجام است؟

the recipe is simple and makeable at home.

دستور پخت ساده است و به راحتی در خانه قابل انجام است.

we need to focus on makeable goals for this quarter.

ما باید بر روی اهداف قابل دستیابی برای این فصل تمرکز کنیم.

her plan seems makeable with a little adjustment.

به نظر می رسد برنامه او با کمی تغییر قابل انجام است.

they provided makeable suggestions for improving the process.

آنها پیشنهادهای قابل اجرا برای بهبود فرآیند ارائه کردند.

the task is challenging but definitely makeable.

این کار چالش برانگیز است اما قطعاً قابل انجام است.

finding makeable paths in our strategy is essential.

پیدا کردن مسیرهای قابل انجام در استراتژی ما ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید