malling

[ایالات متحده]/ˈmɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɔːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ساختن تعداد زیادی مرکز خرید در یک منطقه؛ صرف زمان برای خرید یا معاشرت در مراکز خرید؛ (Malling) یک نام خانوادگی؛ یک نام در زبان‌های آلمانی، پرتغالی، دانمارکی، سوئدی و انگلیسی
v. آسیب رساندن؛ به شدت ضربه زدن (شکل حال استمراری mall)

عبارات و ترکیب‌ها

malling together

همراه هم خرید کردن

malling spree

خرید وحشیانه

malling trip

سفر خرید

malling day

روز خرید

malling fun

سرگرمی خرید

malling experience

تجربه خرید

malling buddies

همراهان خرید

malling zone

منطقه خرید

malling event

رویداد خرید

malling night

شب خرید

جملات نمونه

we spent the day malling at the new shopping center.

ما روز را در مرکز خرید جدید سپری کردیم.

malling is a great way to unwind after a busy week.

خرید کردن راهی عالی برای آرامش بعد از یک هفته پرمشغله است.

she loves malling with her friends on weekends.

او عاشق خرید کردن با دوستانش آخر هفته است.

malling for hours can be exhausting but fun.

خرید کردن به مدت چند ساعت می تواند خسته کننده اما سرگرم کننده باشد.

they went malling to find the perfect outfit for the party.

آنها برای پیدا کردن لباس مناسب برای مهمانی به خرید رفتند.

we discovered a new café while malling downtown.

ما در حین خرید کردن در مرکز شهر یک کافه جدید کشف کردیم.

malling can be a fun way to explore new stores.

خرید کردن می تواند راهی سرگرم کننده برای کشف فروشگاه های جدید باشد.

he enjoys malling because he loves shopping.

او از خرید کردن لذت می برد زیرا عاشق خرید است.

after malling, we decided to grab some dinner.

بعد از خرید کردن، تصمیم گرفتیم شام بخوریم.

malling often leads to unexpected purchases.

خرید کردن اغلب منجر به خریدهای غیرمنتظره می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید