mamilla

[ایالات متحده]/məˈmɪlə/
[بریتانیا]/məˈmɪlə/

ترجمه

n. یک نوک کوچک یا ساختار شبیه به نوک؛ در آناتومی، یک نوک یا برآمدگی شبیه به نوک؛ اندامی که شبیه به سینه است
Word Forms
جمعmamillas

عبارات و ترکیب‌ها

mamilla development

توسعه نوک پستان

mamilla structure

ساختار نوک پستان

mamilla size

اندازه نوک پستان

mamilla function

عملکرد نوک پستان

mamilla anatomy

آناتومی نوک پستان

mamilla stimulation

تحریک نوک پستان

mamilla position

موقعیت نوک پستان

mamilla sensitivity

حساسیت نوک پستان

mamilla appearance

ظاهر نوک پستان

mamilla issues

مشکلات نوک پستان

جملات نمونه

the mamilla is an important part of the anatomy.

پاپیلا یک بخش مهم آناتومی است.

she noticed a change in the color of her mamilla.

او متوجه تغییر در رنگ پاپیلا خود شد.

doctors often examine the mamilla during a check-up.

پزشکان اغلب در طول معاینه، پاپیلا را معاینه می‌کنند.

the mamilla can be sensitive to touch.

پاپیلا ممکن است در برابر لمس حساس باشد.

breastfeeding can affect the appearance of the mamilla.

شیردهی می‌تواند بر ظاهر پاپیلا تأثیر بگذارد.

she applied cream to soothe her irritated mamilla.

او کرم استفاده کرد تا پاپیلا تحریک شده خود را تسکین دهد.

the mamilla is surrounded by the areola.

پاپیلا توسط هاله دورشته شده است.

some cultures have different beliefs about the mamilla.

برخی از فرهنگ‌ها باورهای متفاوتی در مورد پاپیلا دارند.

the mamilla can vary in size and shape among individuals.

اندازه و شکل پاپیلا می‌تواند در افراد مختلف متفاوت باشد.

she had a consultation regarding her mamilla health.

او در مورد سلامت پاپیلا خود مشورت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید