mammees

[ایالات متحده]/mæmiːz/
[بریتانیا]/mæmiːz/

ترجمه

n. سیب مامی؛ درخت مامی

عبارات و ترکیب‌ها

happy mammees

مامیس‌های شاد

mammees unite

مامیس‌ها متحد شوند

mammees support

حمایت مامیس‌ها

mammees network

شبکه مامیس‌ها

caring mammees

مامیس‌های مراقب

mammees group

گروه مامیس‌ها

mammees day

روز مامیس‌ها

mammees event

رویداد مامیس‌ها

mammees talk

گفتگوی مامیس‌ها

mammees advice

مشاوره مامیس‌ها

جملات نمونه

mammees often carry their babies on their backs.

مادران اغلب نوزادان خود را بر روی پشت خود حمل می‌کنند.

mammees can provide emotional support to each other.

مادران می‌توانند از نظر عاطفی از یکدیگر حمایت کنند.

many mammees enjoy sharing parenting tips.

بسیاری از مادران از به اشتراک گذاشتن نکات فرزندپروری لذت می‌برند.

mammees often attend playdates with their children.

مادران اغلب در مجمعات بازی با فرزندان خود شرکت می‌کنند.

some mammees prefer to breastfeed their babies.

برخی از مادران ترجیح می‌دهند نوزادان خود را شیر بدهند.

mammees love to celebrate their children's milestones.

مادران عاشق جشن گرفتن نقاط عطف فرزندانشان هستند.

mammees often form strong friendships through parenting groups.

مادران اغلب از طریق گروه‌های فرزندپروری دوستی‌های قوی برقرار می‌کنند.

mammees share their experiences on social media.

مادران تجربیات خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.

mammees need to take time for self-care.

مادران نیاز دارند زمانی را برای مراقبت از خود اختصاص دهند.

many mammees find joy in crafting with their kids.

بسیاری از مادران از ساختن وسایل با فرزندانشان لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید