mamo

[ایالات متحده]/ˈmæməʊ/
[بریتانیا]/ˈmeɪmoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که به عنوان پرنده عسل شناخته می‌شود
Word Forms
جمعmamoes

عبارات و ترکیب‌ها

mamo bear

خرس مامو

mamo time

زمان مامو

mamo love

عشق مامو

mamo's hug

آغوش مامو

mamo's care

مراقبت های مامو

mamo magic

جادوی مامو

mamo support

حمایت مامو

mamo advice

مشورت مامو

mamo moments

لحظات مامو

mamo joy

شادی مامو

جملات نمونه

he has a mamo for music.

او یک علاقه برای موسیقی دارد.

she has a special mamo for cooking.

او یک علاقه خاص برای آشپزی دارد.

they often share a mamo for travel.

آنها اغلب یک علاقه برای سفر به اشتراک می گذارند.

my friend has a mamo for photography.

دوست من یک علاقه برای عکاسی دارد.

he has a mamo for collecting stamps.

او یک علاقه برای جمع آوری تمبر دارد.

she has a mamo for fashion design.

او یک علاقه برای طراحی مد دارد.

they have a shared mamo for environmental conservation.

آنها یک علاقه مشترک برای حفاظت از محیط زیست دارند.

he has a mamo for learning new languages.

او یک علاقه برای یادگیری زبان های جدید دارد.

she has a mamo for gardening.

او یک علاقه برای باغبانی دارد.

they have a mamo for volunteering.

آنها یک علاقه برای داوطلب شدن دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید