mandelstam

[ایالات متحده]/ˈmændəlstæm/
[بریتانیا]/ˈmændəlstæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسم خاص؛ نام خانوادگی، به ویژه اوسیپ مندلستام، شاعر و مقاله نویس روس.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the poetry of osip mandelstam is celebrated for its classical allusions and profound depth.

شعر اوسیپ مندلشتام به دلیل اشارات کلاسیک و عمق زیادش مورد تحسین قرار می‌گیرد.

nadezhda mandelstam dedicated her life to preserving her husband's literary legacy.

نادزهدا مندلشتام زندگی خود را به حفظ ارث ادبی شوهرش اختصاص داد.

critics often analyze the stalin epigram to understand mandelstam's fate.

بیشتر منتقدان اغلب اپیگرام استالین را تحلیل می‌کنند تا مصیبت مندلشتام را درک کنند.

speaking the forbidden name of mandelstam was an act of great courage.

گفتن نام ممنوع مندلشتام یک عمل شجاعانه بود.

modern readers analyze mandelstam's essays on literature with great interest.

خوانندگان مدرن با علاقه زیاد مقالات مندلشتام درباره ادبیات را تحلیل می‌کنند.

the translator attempted to capture the rhythm of mandelstam's verse.

ترجمه‌کننده سعی کرد ریتم شعر مندلشتام را به دست آورد.

scholars continue to discover new layers of meaning in mandelstam's work.

دانشمندان ادامه می‌دهند که لایه‌های جدیدی از معنی در کار مندلشتام کشف کنند.

the voronezh notebooks represent a poignant period in mandelstam's life.

دفترچه‌های ورونژ مقطع دردآوری از زندگی مندلشتام را نشان می‌دهند.

the complete works of mandelstam were published decades after his death.

کل کارهای مندلشتام پس از دهه‌ها از مرگش منتشر شد.

akhmatova and mandelstam shared a deep and enduring artistic friendship.

اکماتوفا و مندلشتام دوستی هنری عمیق و پایداری داشتند.

historians study the memoirs to learn about mandelstam's final years.

تاریخ‌نویسان یادداشت‌های شخصی را مطالعه می‌کنند تا درباره سال‌های پایانی مندلشتام یاد بگیرند.

his essay on the apprentice of the painter is a key mandelstam text.

مقاله‌ای که او درباره شاگرد نقاش نوشت، یکی از متن‌های کلیدی مندلشتام است.

the university hosted a conference dedicated to mandelstam's influence.

دانشگاه کنفرانسی را برگزار کرد که به تأثیر مندلشتام اختصاص داشت.

despite the censorship, mandelstam's voice could not be silenced.

هر چند که سانسور وجود داشت، صدای مندلشتام خاموش نشد.

she memorized his lines to ensure the survival of mandelstam's poetry.

او خطوطش را حفظ کرد تا شعر مندلشتام زنده بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید