epigram

[ایالات متحده]/ˈepɪɡræm/
[بریتانیا]/ˈepɪɡræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شعر witty; یک بیانیه کوتاه، هوشمند و اغلب satire.
Word Forms
جمعepigrams

جملات نمونه

Tito was ready, and scarified the epigram to Scala's content.

تیتو آماده بود و عبارت کوتاه را به محتوای اسکالا تقدیم کرد.

In his epigram Samuel Johnson called remarriage a “triumph of hope over experience.”

در عبارت کوتاه خود، صاموئل جانسون، ازدواج مجدد را «پیروزی امید بر تجربه» نامید.

She crafted a witty epigram to end her speech.

او یک عبارت کوتاه بامزه برای پایان دادن به سخنرانی خود طراحی کرد.

The author's book is filled with clever epigrams.

کتاب نویسنده پر از عبارت‌های کوتاه باهوش است.

He was known for his sharp wit and memorable epigrams.

او به خاطر ذکاوت و عبارت‌های کوتاه به یاد ماندنی‌اش شناخته می‌شد.

The epigram at the beginning of the chapter set the tone for the entire book.

عبارت کوتاه در ابتدای فصل، لحن کل کتاب را تعیین کرد.

She loved to collect famous epigrams from literature.

او عاشق جمع‌آوری عبارت‌های کوتاه معروف از ادبیات بود.

The poet's epigram captured the essence of human nature.

عبارت کوتاه شاعر، جوهر طبیعت انسان را به تصویر کشید.

His epigram about life's uncertainties resonated with many readers.

عبارت کوتاه او در مورد عدم قطعیت‌های زندگی با بسیاری از خوانندگان همخوانی داشت.

The epigram on the tombstone was a reflection of the deceased's philosophy.

عبارت کوتاه روی سنگ قبر، بازتابی از فلسفه درگذشته بود.

Epigrams are often used to convey profound truths in a concise manner.

عبارت‌های کوتاه اغلب برای انتقال حقایق عمیق به روشی مختصر استفاده می‌شوند.

The epigram served as a clever introduction to the novel.

عبارت کوتاه مقدمه‌ای باهوش برای رمان بود.

نمونه‌های واقعی

This isn't just an epigram--life is much more successfully looked at from a single window, after all.

این فقط یک ضرب‌المثل نیست - در واقع، زندگی بسیار موفق‌تر است اگر از یک پنجره واحد به آن نگاه کرد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

She missed Cecil's epigram, but grasped the feeling that prompted it.

او ضرب‌المثل سسیل را از دست داد، اما احساسی که آن را برانگیخت، درک کرد.

منبع: The Room with a View (Part 1)

She then found a real distraction and real pleasure in sharpening an epigram.

سپس او یک حواس‌پرتی واقعی و لذت واقعی در تیز کردن یک ضرب‌المثل پیدا کرد.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

Some epigrams in epics scorched something about epicurism.

برخی از ضرب‌المثل‌ها در حماسه‌ها، چیزی در مورد حیات‌پرستی را سوزاندند.

منبع: Pan Pan

The gilded salons will be on your side; but people who like to laugh will repeat his epigrams'.

سالن‌های طلایی از شما حمایت خواهند کرد؛ اما کسانی که دوست دارند بخندند، ضرب‌المثل‌های او را تکرار خواهند کرد.

منبع: The Red and the Black (Part Four)

They feared the discharge of some stinging epigram that would be difficult to answer.

آنها از انتشار یک ضرب‌المثل گزنده که پاسخ دادن به آن دشوار بود، می‌ترسیدند.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

They simply represented new subjects for epigrams.

آنها صرفاً موضوعات جدیدی برای ضرب‌المثل‌ها را نشان می‌دادند.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

" Every one to his taste" ! said Harriet, who always delivered a platitude as if it was an epigram.

" هر کس سلیقه‌اش!" هریت گفت که همیشه یک کلیشه‌ را به عنوان یک ضرب‌المثل ارائه می‌داد.

منبع: The places where angels dare not tread.

The Baron could not make epigrams.

بارون نمی‌توانست ضرب‌المثل بسازد.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

Julien's imagination had just hit upon an epigram which banished all illusions from his mind.

خلاقیت ژولین به تازگی به یک ضرب‌المثل برخورد کرده بود که تمام توهمات را از ذهن او دور می‌کرد.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید