maners

[ایالات متحده]/ˈmænəz/
[بریتانیا]/ˈmænərz/

ترجمه

n. جمع maner؛ یک نام خانوادگی.

جملات نمونه

it is important to teach children good manners from a young age.

در اهمیت تعلیم دادن به کودکان رفتارهای مناسب از سن زود است.

he showed his bad manners by interrupting the speaker constantly.

او با درهم‌گویی مداوم سخنران، رفتار نامناسب خود را نشان داد.

she has impeccable table manners and knows how to use every utensil.

او رفتارهای میز غذایش بی‌عیب است و می‌داند چگونه از هر ابزار استفاده کند.

where are your manners? you forgot to say thank you.

رفتارهای تو کجا رفته‌اند؟ تو فراموش کردی که تشکر کنی.

please mind your manners while we are visiting the grandparents.

لطفاً در حین بازدید از پدربزرگ و مادربزرگ رفتار خود را مد نظر بگیر.

saying please and thank you is a matter of basic manners.

گفتن لطفاً و تشکر مربوط به رفتارهای پایه‌ای است.

despite his wealth, he lacks manners and treats people poorly.

در اثر ثروت‌اش، او رفتار ندارد و مردم را بد می‌کند.

it is considered good manners to hold the door open for others.

باز کردن در برای دیگران به عنوان یک رفتار خوب در نظر گرفته می‌شود.

the new employee struggled to remember all the office manners.

کارمند جدید با یادگیری تمام رفتارهای دفتر کار دچار مشکل شد.

her grandmother insisted on strict victorian manners at dinner.

مادربزرگ او در مورد رفتارهای سخت‌گیرانه ویکتوریایی در زمان غذا می‌خواست.

remember your manners and shake hands firmly during the interview.

رفتار خود را به یاد داشته و در حین مصاحبه دست با فشار دهید.

good manners are a sign of a well-educated person.

رفتارهای خوب نشانه‌ای از یک فرد آموزش دیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید