mangabeys

[ایالات متحده]/ˈmæŋɡəbi/
[بریتانیا]/ˈmæŋəˌbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی میمون با ابروهای سفید، بومی آفریقا

عبارات و ترکیب‌ها

mangabey monkey

میمون مانگابه

mangabey troop

گروه مانگابه

mangabey habitat

زیستگاه مانگابه

mangabey species

گونه مانگابه

mangabey behavior

رفتار مانگابه

mangabey diet

رژیم غذایی مانگابه

mangabey conservation

حفظ و نگهداری مانگابه

mangabey research

تحقیقات مانگابه

mangabey population

جمعیت مانگابه

mangabey distribution

توزیع مانگابه

جملات نمونه

the mangabey is known for its playful nature.

میمون منگابه به خاطر طبیعت بازیگوشش شناخته شده است.

mangabeys are often found in tropical forests.

میمون‌های منگابه اغلب در جنگل‌های استوایی یافت می‌شوند.

researchers study the behavior of mangabeys in the wild.

محققان رفتار میمون‌های منگابه را در طبیعت مطالعه می‌کنند.

mangabeys communicate using various vocalizations.

میمون‌های منگابه با استفاده از صداهای مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

many zoos have mangabeys as part of their exhibits.

بسیاری از باغ وحش‌ها میمون‌های منگابه را به عنوان بخشی از نمایشگاه‌های خود دارند.

the diet of mangabeys mainly consists of fruits and leaves.

رژیم غذایی میمون‌های منگابه عمدتاً از میوه‌ها و برگ‌ها تشکیل شده است.

mangabeys play an important role in their ecosystem.

میمون‌های منگابه نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

conservation efforts are crucial for the survival of mangabeys.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای میمون‌های منگابه بسیار مهم هستند.

mangabeys are social animals that live in groups.

میمون‌های منگابه حیوانات اجتماعی هستند که در گروه‌های زندگی می‌کنند.

observing mangabeys can be an exciting experience for visitors.

مشاهده میمون‌های منگابه می‌تواند یک تجربه هیجان‌انگیز برای بازدیدکنندگان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید