mangold

[ایالات متحده]/ˈmæŋɡəʊld/
[بریتانیا]/ˈmæŋɡoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چغندر قند که برای تغذیه دام استفاده می‌شود
Word Forms
جمعmangolds

عبارات و ترکیب‌ها

red mangold

اسفناج قرمز

mangold leaves

برگ‌های اسفناج

mangold salad

سالاد اسفناج

mangold soup

سوپ اسفناج

mangold recipe

دستورالعمل اسفناج

mangold greens

اسفناج سبز

mangold harvest

برداشت اسفناج

mangold dish

غذا با اسفناج

mangold preparation

آماده‌سازی اسفناج

mangold smoothie

اسموتی اسفناج

جملات نمونه

he added mangold to his salad for extra nutrition.

او برای افزایش ارزش غذایی، چغندر دانمارکی را به سالاد خود اضافه کرد.

growing mangold in your garden can be rewarding.

کاشت چغندر دانمارکی در باغ شما می تواند پاداش بخش باشد.

mangold is a versatile vegetable that can be cooked in many ways.

چغندر دانمارکی یک سبزیجات متنوع است که می توان آن را به روش های مختلف پخت.

she prefers mangold over spinach for its unique flavor.

او به دلیل طعم منحصر به فردش، چغندر دانمارکی را بر اسفناج ترجیح می دهد.

adding mangold to soups enhances their taste.

اضافه کردن چغندر دانمارکی به سوپ ها، طعم آنها را افزایش می دهد.

he learned how to prepare mangold in culinary school.

او یاد گرفت که چگونه چغندر دانمارکی را در مدرسه آشپزی تهیه کند.

mangold can be harvested throughout the summer.

می توان چغندر دانمارکی را در طول تابستان برداشت.

many people enjoy mangold as a side dish.

بسیاری از مردم از چغندر دانمارکی به عنوان یک غذای جانبی لذت می برند.

she discovered a new recipe that features mangold.

او یک دستور غذای جدیدی کشف کرد که شامل چغندر دانمارکی است.

mangold is rich in vitamins and minerals.

چغندر دانمارکی سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید