beetroot

[ایالات متحده]/'biːtruːt/
[بریتانیا]/'bitrut/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ریشه یک گیاه چغندر.

عبارات و ترکیب‌ها

beetroot salad

سالاد چغندر

roasted beetroot

چغندر کبابی

pickled beetroot

چغندر ترشی

جملات نمونه

Dice the beetroot neatly.

هویج چرخ شده را به طور مرتب خرد کنید.

beetroot can be stored once the leaves have been twisted off.

هویج چرخ شده را می توان نگهداری کرد، پس از جدا کردن برگ ها.

I could feel myself going as red as a beetroot when she said that my work had been chosen for the prize.

وقتی گفتند که کارم برای جایزه انتخاب شده است، احساس کردم که به سرخی یک هویج چرخ شده درآمده ام.

I love adding beetroot to my salads.

من عاشق اضافه کردن هویج چرخ شده به سالادهایم هستم.

Beetroot juice is known for its health benefits.

آب هویج چرخ شده به دلیل فواید سلامتی آن شناخته شده است.

She roasted beetroot with olive oil and herbs.

او هویج چرخ شده را با روغن زیتون و گیاهان تفت داد.

Beetroot is a versatile vegetable in cooking.

هویج چرخ شده یک سبزیجات متنوع در آشپزی است.

The beetroot gave the soup a vibrant color.

هویج چرخ شده رنگی زنده به سوپ داد.

I'm planning to pickle some beetroot for winter.

من قصد دارم مقداری هویج چرخ شده را برای زمستان ترشی کنم.

She made a delicious beetroot and feta salad.

او یک سالاد خوشمزه هویج چرخ شده و فتا درست کرد.

Beetroot is rich in antioxidants and nutrients.

هویج چرخ شده سرشار از آنتی اکسیدان ها و مواد مغذی است.

I've never tried beetroot cake before.

من تا به حال کیک هویج چرخ شده را امتحان نکرده ام.

The soup had a hint of sweetness from the beetroot.

سوپ طعم شیرینی ملایمی از هویج چرخ شده داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید