mantis

[ایالات متحده]/ˈmæntɪs/
[بریتانیا]/ˈmæntɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی حشره که به خاطر وضعیت خاص و رفتار شکارگری خود شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

praying mantis

تصویر آسیاب

mantis shrimp

گوشنک‌های شاه‌میگو

mantis fight

نبرد گوشنک

mantis species

گونه‌های گوشنک

mantis behavior

رفتار گوشنک

mantis habitat

زیستگاه گوشنک

mantis mimicry

تقلید گوشنک

mantis egg

تخم گوشنک

mantis wings

بال‌های گوشنک

mantis eyes

چشمان گوشنک

جملات نمونه

the mantis is known for its unique hunting skills.

میمون برای مهارت‌های شکار منحصر به فردش شناخته شده است.

many people find the mantis fascinating to observe.

بسیاری از مردم مشاهده موریانه را جذاب می دانند.

the mantis can camouflage itself among the leaves.

موریانه می‌تواند خود را در بین برگ‌ها پنهان کند.

some species of mantis are brightly colored.

برخی از گونه‌های موریانه رنگارنگ هستند.

the praying mantis is often considered a symbol of patience.

موریانه دعا کننده اغلب به عنوان نمادی از صبر در نظر گرفته می شود.

insects like the mantis play an important role in the ecosystem.

حشرات مانند موریانه نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می کنند.

the mantis uses its long legs to catch prey.

موریانه از پاهای بلند خود برای گرفتن طعمه استفاده می‌کند.

people often keep mantis as pets for their beauty.

افراد اغلب موریانه را به دلیل زیبایی خود به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌کنند.

the mantis is an interesting subject for photography.

موریانه یک موضوع جالب برای عکاسی است.

some cultures believe that the mantis brings good luck.

برخی از فرهنگ‌ها معتقدند که موریانه خوش شانسی می آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید