marinaded

[ایالات متحده]/ˌmærɪ'neɪd/
[بریتانیا]/ˌmærɪ'ned/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخلوط مایع که در آن غذا قبل از پخت خیس می‌شود
vt. خیس کردن غذا در مخلوط مایع قبل از پخت

عبارات و ترکیب‌ها

soak in marinade

خیساندن در ماریناد

جملات نمونه

The purpose of the marinade is to impregnate foods with the flavour of the ingredients.

هدف از مزه‌دار کردن این است که غذاها را با طعم مواد تشکیل دهنده آغشته کند.

The marinade for this dish includes vinegar, olive oil, and herbs.

مایه این غذا شامل سرکه، روغن زیتون و گیاهان معطر است.

The marinade penetrated the meat, infusing it with flavor.

مایه به داخل گوشت نفوذ کرد و آن را با طعم مزه‌دار کرد.

The marinade recipe calls for a blend of spices, soy sauce, and brown sugar.

دستور تهیه مایه شامل ترکیبی از ادویه‌ها، سس سویا و شکر قهوه‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید